سبزک

عشق یعنی رهبرم سید علی..

 

خرمشهر آزاد شد اما مردمانش همچنان اسیر بی عدالتی! 

آزادی مردم خرمشهر از ویرانی های کهنه شده ی این شهر بار سنگینی است که اگر دولت دهم در اندک زمان باقیمانده بر دوش نکشد، نامش در کنار سایر اجحاف کنندگان در حق مردم خرمشهر ثبت خواهد شد و برای آیندگان هیچ توجیهی در اینباره پذیرفته نخواهد بود.
سرویس ایثار و شهادت بی باک؛ مهدی صاحبی: اگر نبود وظیفه شناسی و درخشش جان نثارانی چون جهان آرا‌ها، بی شک جغرافیای ارشها و عزت خرمشهر از چنگال دیو صفتان نجات پیدا نمی کرد و فرمایش پیر مراد قلبها که فرموده بود خرمشهر باید آزاد شود، بر زمین می ماند اما براستی در این میان هاشمی ها ، خاتمی ها و برخی دیگر از این سبک آدمها چگونه رسالت خویش را در قبال این شهر انجام دادند؟

دو رئیس جمهور سابق بعد از جنگ شاید قصدی جدی نداشتند تا ریشه خرابی ها و بی عدالتی های در قبال این شهر را خشکیده ببینند و مردم این شهر را که روزی ساکن خرمشهر و روز دیگر خونین شهر بودند را از چنگال فقر و خون دلها نجات دهند تا بار دیگر خرمی شهرشان را با تمام  وجود احساس کنند.


آزادی مردم خرمشهر از ویرانی های کهنه شده ی این شهر بار سنگینی است که اگر دولت دهم در اندک زمان باقیمانده بر دوش نکشد، نامش در کنار سایر اجحاف کنندگان در حق مردم خرمشهر ثبت خواهد شد و برای آیندگان هیچ توجیهی در اینباره پذیرفته نخواهد بود.

۲۴ سال از پایان جنگ تحمیلی پس از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت در تیرماه ۶۷ گذشته و ادعاهای دولتهای سازندگی و اصلاحات مبنی بر بازسازی و اصلاح امور مردم در این شهر با چشم مسلح و غیر مسلح به هیچ وجه تائید نمی شود.

۳۱ سال از آزادی جغرافیا و عزت سرزمین و ناموس و دین خرمشهر که بسیار ارزشمند و نشان از شرافت شهدا و ایثارگران عزیز ایران اسلامی بود، گذشته است اما ویرانیهای شهر و منازل زخمی مرکز شهر نشان از آسوده خیالی برخی از مسئولین درد ناکشیده دارد که هیچگاه به فرمایشان ولی امر مسلمین و مردم رنجدیده این شهر توجهی در خور نکرده اند.


شهادت جمع زیادی از ساکنین خرمشهر و سایر جوانان ایران اسلامی در خیابانهای این شهر، آنرا را به خونین شهر تبدیل کرد اما امید همه شهدا به روزی بود که اگر آنها از جانشان برای دین و ناموس مردمانشان می گذرند، فردا روزی جامانده ها دستی به سر و روی این شهر و مردم مظلوم آن بکشند و بار دیگر علاوه بر دین ، معیشت مردم این شهر را نیز خرم کنند اما متاسفانه باید اعتراف کرد که امروزه گرد بیکاری و عدم عمران در این شهر طوفان به پا کرده است و کار را بجایی کشانده که روند مهاجرت از این شهر همچنان رو به افزایش است و شهری که سه دهه قبل ظرفیت تامین رفاه و آسایش ۲۲۰ هزار نفر را داشته امروزه با جمعیت ۱۵۵ هزار نفری خود هم باید انواع و اقسام مشکلات و بدبختی‌ها را تجربه می کند.


از مسئولینی  که سالها فساد و اختلاس در کارنامه خود داشته اند و شاید تنها بخشی از مفسده هایشان برای مردم و دستگاه قضائی فاش شده است، هیچ انتظاری برای عمران و آبادانی آخرت خویش و دنیای مردم مظلوم این شهر نمی رود اما آنهایی که یادگار جنگ و دفاع از ارزشها هستند توقع است که بار دیگر لباس رزم بپوشند و فاز دوم آزاد سازی خرمشهر را بدون هرگونه هیاهو و شعار و تنها با عمل خویش آغاز نمایند که اگر خدایی نکرده غیر از این شود، دست آورد بزرگ شهدا برای برخی از مردم قابل مشاهده نخواهد بود و آن یعنی خیانتی بزرگ تر از جنایت صدام در حق نظام و انقلاب اسلامی ایران.


سرو سامان دادن به وضعیت عمرانی خرمشهر و بیکاری مردمان آنرا می توان با توجه به موقعیت ترانزیت این شهر سرعت بخشید و با اندک سرمایه گذاریهای که در قبال برخی اختلاس ها هیچ می باشد، گرد غم را بکلی از چهره این شهر و مردمان شریفش زدود و فروع فرمان حضرت امام (ره) پیرامون آزاد سازی خرمشهر را نیز بصورت کامل اجرا نمود تا خدایی نکرده اصول و ارزشهای حاصله از خون شهدا بدست فراموشی سپرده نشود و این همت و اخلاصی مصاعف در سال حمایت از کار و سرمایه ایرانی می طلبد.



نوشته شده در تاريخ ۱۳٩۱/۳/۳ توسط 


 

پارتی بازی سفارت آمریکا برای خبرنگاران غربی
مایکل مان و مشاور رسانه‌ای سفیر آمریکا با پارتی بازی تعدادی از عکاسان و تصویربرداران را به داخل محل برگزاری نشست ایران و 1+5 بردند.

به گزارش خبرنگار اعزامی خبرگزاری فارس به بغداد، در حالی که همه عکاسان و تصویربرداران حاضر در  نشست بغداد برای ورود به ساختمان اصلی مذاکرات ایران و 1+5 بایستی از صبح زود اسامی خود را به مسئولان عراقی برگزار کننده نشست اعلام می کردند، اما تعدادی از رسانه های غربی اسامی خود را اعلام نکرده و مسئولان عراقی به همین خاطر مانع از ورودشان به ساختمان اصلی اجلاس شدند.

اما دقایقی بعد مشاور رسانه ای سفیر آمریکا در بغداد مسئولان عراقی را مجاب کرد که این عکاسان و تصویربرداران وارد ساختمان شوند.

بر اساس این گزارش، پس از اینکه جلیلی و اشتون عکس یادگاری گرفتند، همه عکاسان به خارج از محل برگزاری نشست هدایت شدند اما دقایقی بعد مایکل مان سخنگوی کاترین اشتون در بین عکاسان حضور یافت و تعدادی از عکاسان رسانه های غربی را به داخل محل برگزاری نشست اشتون و جلیلی برد.

 




نوشته شده در تاريخ ۱۳٩۱/۳/۳ توسط 


 

شرط جبهه پایداری برای حمایت از لاریجانی

یک عضو جبهه پایداری انقلاب اسلامی، با اشاره به جلسه روز شنبه شش خرداد اصولگرایان، گفت: اگر در جلسه روز شنبه رای استمزاجی نمایندگان، موافقت با ریاست لاریجانی باشد، جبهه پایداری علیرغم تمامی انتقادات به لاریجانی، از این رای تبعیت می‌کند و روز رای‌گیری در صحن علنی کاندیدای دیگری معرفی نخواهد کرد.

به گزارش مشرق به نقل از ایسنا ، حجت‌الاسلام حمید رسایی در خصوص موارد مطروحه در جلسه شش خرداد اصولگرایان گفت:‌ در این جلسه فراکسیون اصولگرایان اعلام موجودیت می‌کند و درباره اعضای هیئت رییسه هم رای گیری استمزاجی می شود.

وی ادامه داد: فراکسیون رهروان ولایت نیز روز گذشته در جلسه ای نظر خودش را اعلام کرده و برای حضور در نشست اصولگرایان اعلام آمادگی کرده است. البته با توجه به شناختی که ما از این افراد داریم، بویژه که اینها به همراه رقبای امروزشان قبلا در زمان رقابت انتخاباتی، جبهه وحدت راه انداخته بودند فکر نمی‌کنیم که آنها بخواهند امروز در ایجاد فراکسیون اصولگرایان خللی ایجاد کنند.

نماینده مردم تهران در مجلس با بیان اینکه در این جلسه حدود ۲۴۰ منتخب اصولگرای مجلس نهم حضور خواهند یافت، گفت: علاوه بر کاندیداهای رسمی جبهه پایداری و جبهه متحد، افرادی که مورد حمایت این لیست‌ها نبوده‌اند اما سابقه، پیشینه و مواضع‌شان حکایت از رفتارهای اصولگرایانه دارد برای حضور در این جلسه دعوت شده‌اند.

رسایی با بیان اینکه در جلسه اصولگرایان در مورد هیات رییسه مجلس نهم تصمیم‌گیری می‌شود، گفت: بر این اساس قرار است در مورد رییس، نواب و اعضای هیات رییسه رای استمزاجی از نمایندگان گرفته شود، تا بر این اساس رقابت به صحن علنی کشیده نشود و شان افراد حفظ گردد.

این عضو فراکسیون انقلاب اسلای مجلس هشتم خاطر نشان کرد: جبهه پایداری با تمامی انتقاداتی که از لاریجانی دارد، باز هم اگر رای استمزاجی نمایندگان گرایش به ریاست لاریجانی باشد، با حفظ انتقادات خود، به این تصمیم جمعی پایبند خواهد بود و کسی دیگری را در صحن علنی کاندیدا نخواهد کرد.

رسایی با بیان اینکه در جلسه روز شنبه کاندیداهای ریاست یعنی لاریجانی، حدادعادل و یا افراد دیگر که تمایل به ریاست دارند، برنامه‌های خود را اعلام می‌کنند،‌ افزود: اخلاق سیاسی اقتضا می‌کند هر فردی در جمع اصولگرایان رای لازم را کسب نکرد در صحن علنی نیز ورود نکند و کاندیدا نشود.

وی با بیان اینکه در انتخاب نواب و دیگر اعضای هیات رییسه نیز کاندیداهایی که خود را طرح می کنند باید از این قاعده تبعیت ‌کنند، گفت: البته شاید فردی از ابتدا اعلام کند که در تحت هر شرایطی می‌خواهد در صحن علنی کاندیدا شود.

رسایی با بیان اینکه معمولا ترکیب هیات رییسه موقت با هیات رییسه دائم تغییر نمی‌کند، گفت: انتخاب هیات رییسه موقت از آن جهت است که هنوز اعتبارنامه نمایندگان تصویب نشده است اما طبق تجربه مجلس هشتم همان افرادی که در هیات رییسه موقت انتخاب می‌شوند در هیات رییسه دائمی خواهند بود.




نوشته شده در تاريخ ۱۳٩۱/۳/۳ توسط 


 

تلاش های هدفمند سخنگوی اشتون در بغداد
با وجود آنکه نوبت نخست مذاکرات بغداد در حال انجام است سخنگوی کاترین اشتون در اقدامی هدفمند در صدد القای یک جهت خاص به رسانه هاست.

به گزارش خبرنگار اعزامی به مهر به بغداد، مایکل مان با حضور در جمع خبرنگاران در حین برگزاری دور اول گفتگوهای ایران با 1+5 بر آن شده است تا خط خبری خاصی را به رسانه ها بدهد.

هر چند که بر اساس توافق استانبول هر دو طرف مذاکره کننده باید گامهای اعتماد سازی را بردارند اما مایکل مان تلاش می کند تا یک سویه ایران را مسئول احتمالی شکست مذاکرات معرفی کند.

خبرنگار مهر از عراق گزارش می دهد: مان تلاش دارد تا استادانه در مصاحبه های خود با خبرنگاران اینطور وانمود کند که ایران مسئول شکست احتمالی مذاکرات است.

سخنگوی مسئول سیاسیت خارجی اتحادیه اروپا و سرپرست گروه مذاکره کننده 1+5 بدون اینکه به توافق استانبول درباره تلاش دو طرف برای حل موضوع اشاره‌ای نماید می گوید: اکنون توپ در زمین ایران است و ما منتظر پاسخ تهران هستیم.

 




نوشته شده در تاريخ ۱۳٩۱/۳/۳ توسط 


 

رونمایی از شبکه اجتماعی هادی نت
مراسم رونمایی از شبکه اجتماعی محبان اهل بیت با نام هادی نت و نرم افزار چند رسانه ای طنز دفاع مقدس با حضور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی رونمایی شد و وزیر ارشاد اولین پست رسمی این شبکه اجتماعی را ارسال کرد.

مهر، شبکه اجتماعی هادی نت در پی هتک حرمت به ساحت مقدس امام دهم شیعیان امام علی النقی و در راستای فرهنگسازی و شناخت بیشتر ائمه اطهار راه اندازی شد که ظهر امروز چهارشنبه سید محمد حسینی آن را به طور رسمی رونمایی کرد و خود به عضویت این شبکه درآمد.

وی در این مراسم با بیان اینکه شناسایی و شناخت سیره و سنت ائمه اطهار از الزاماتی است که ابزارهای فناوری می تواند به گسترش هر چه بیشتر آن کمک کند، اظهار داشت: ابعاد زندگی امام دهم شیعیان به دلیل جفاهایی که نسبت به این ائمه صورت گرفته است و نیز حلقه های ارتباطی ایشان از جمله دلایلی است که معرفی امام هادی را بیش از پیش ضروری می کند.

وزیر ارشاد با تاکید بر اینکه باید در شبکه اجتماعی محبان اهل بیت به برخی شخصیت های هم عصر امام هادی از جمله حضرت عبدالعظیم حسینی، حسین ابن سعید اهوازی و فضل ابن شازان نیز توجه شود، خاطرنشان کرد: ما انتظار داریم که این شبکه اجتماعی به عنوان یک کار جمعی اندوخته های تمامی کاربران را عرضه کند. همچنین نظارت بر این شبکه از جمله مواردی است که باید مورد توجه قرار گیرد چرا که نسبت دادن هر حرف نازل و خرافاتی به این بزرگواران می تواند در تحریف مسائل دینی بکار برده شود.

به گزارش مهر، شبکه اجتماعی هادی نت در هفته اول راه اندازی آزمایشی خود بالغ بر 3 هزار عضو به ثبت رساند که این کاربران 115 هزار و 397 مطلب ارسال و 6 میلیون و 400 پیام مبادله کردند.

مسئولان این شبکه اجتماعی از آمادگی برای ارائه خدمات به 10 میلیون کاربر به صورت همزمان در یک روز خبر دادند.

وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز با جمله "به پیروی از امام هادی (ع) و دیگر ائمه بزرگوار مباهات و افتخار می کنیم" اولین پست رسمی این سایت را ارسال کرد.

همچنین اظهار امیدواری کرد که با پیام های مبادله شده کاربران در این سایت بتوان کل صفحاتی که در موتور جستجوی گوگل به اهانت ائمه اطهار می پردازند پاکسازی و محتواهای محبان اهل بیت جایگزین آن شوند.

همچنین در این مراسم از نخستین نرم افزار چند رسانه ای طنز دفاع مقدس با نام "خندید و ماند" که شامل 640 مقاله ، 261 تصویر، 299 قطعه صوتی و 26 قطعه فیلم دفاع مقدس است رونمایی شد.

به گزارش مهر، وزیر ارشاد همچنین مجتمع فرهنگی دیجیتال برج آزادی را که بر اساس تفاهم نامه وزارت فرهنگ و ارشاد با معاونت فناوری ریاست جمهوری در سال 89 منعقد شده بود به صورت رسمی رونمایی کرد.

این مجتمع امکان دسترسی مردم به محتواهای تولید شده در سطح کشور را از قبیل نرم افزار و بازیهای رایانه ای ممکن می کند.

همچنین در این مجتمع فرهنگی که در داخل برج آزادی راه اندازی شده است، بخشی برای استفاده از بازیهای رایانه ای تولید شده ایرانی و نیز بخش اینترنت تعبیه شده و همچنین دوره های آموزشی مرتبط با ابزارهای فناوری های نوین با رویکرد بومی در این مرکز برگزار می شود.

 




نوشته شده در تاريخ ۱۳٩۱/۳/۳ توسط 


 

عکس/مراسم اعطای‌سردوشی دانشگاه امام‌ حسین(ع) با حضور رهبر انقلاب










نوشته شده در تاريخ ۱۳٩۱/۳/۳ توسط 


 

دروغ پردازی رویترز علیه ایران+عکس

در اینفوگرافی منتشر شده توسط خبرگزاری انگلیسی رویترزٰ؛ ایران جزء کشورهای مجهز به سلاح اتمی معرفی شده است.

به گزارش خبرنگار جنگ نرم مشرق ، خبرگزاری رویترز با انتشار یک اینفوگرافی(گرافیک اطلاع رسان) به وضعیت سلاح های اتمی در جهان پرداخته است.

در این گزارش وضعیت کشورها به سه قسمت تقسیم شده که عبارتند از:
_قدرتهای اتمی رسمی
_ کشورهایی که اتمی بودن خود را اعلام کرده اند
_ کشورهایی که اتمی بودن خود را اعلام نکرده اند

همانگونه که در این اینفوگرافی مشاهده می شود ایران و رژیم صهیونیستی در وضعیتی مشابه قرار گرفته اند و جزء کشورهایی دسته بندی شده اند که مجهز بودن خود به سلاح اتمی را اعلام نکرده اند.
این در حالی است که بنا بر اعتراف منابع غربی هیچ مدرکی مبنی بر نظامی بودن فعالیت اتمی ایران وجود ندارد.
 رویترز به تازگی نیز گزارشی خلاف واقع درمورد دختران نینجای ایرانی منتشر کرده بود.





نوشته شده در تاريخ ۱۳٩۱/۳/۳ توسط 


 

قوه قضاییه قاطعانه پیگیر دادگاه فساد بانکی است

رئیس قوه قضاییه سپاه پاسداران را نهادی قدرتمند با وظایف قانونی خاص برشمرد و اظهار داشت: اگر در سپاه کسانی تخلف کرده باشند، ربطی به خود سپاه ندارد. کما این‌که در خود مجلس و یا قوه قضاییه و دولت نیز امکان تخلف وجود دارد.

به گزارش مشرق به نقل از پایگاه اطلاع رسانی قوه قضائیه، آیت‌الله آملی لاریجانی در جلسه امروز مسئولان عالی قضایی با تبریک و تهنیت حلول ماه رجب و میلاد امام محمد باقر (ع) آزادی خرمشهر را یک حادثه تاریخی برای ملت ایران و اسباب عبرت‌آموزی برای آیندگان دانست و گفت: ‌در فضایی که کشور و نظامی اسلامی ما در شرایط مناسبی به لحاظ نظامی و اقتصادی قرار نداشت و کشورها و قدرت‌های غربی و شرقی همه توانشان را در مقابله با نظام نوپای ما به کار گرفته بودند، رژیم بعثی صدام با پیشرفته‌‌ترین ابزار نظامی و با حمایت کشورهای شرق و غرب و مزدوران منطقه‌ای شدیدترین حملات را علیه کشور و نظام ما انجام داد، اما به موفقیتی نرسید و جوانان رزمنده ما در بدترین شرایط اقتصادی و نظامی کشور توانستند خرمشهر را آزاد کنند.

رئیس قوه قضاییه آزادی خرمشهر را هدیه الهی به مردم با ایمان و رزمندگان پرتوان ایران برشمرد و افزود: آزادی خرمشهر نشان داد که اگر ملتی با صلابت در ایمان و اعتقاد دینی و تحت رهبری یک رهبر خردمند دینی به حرکت دربیاید، تمام امور نشدنی و غیرممکن، برایش امکانپذیر خواهد شد.

آملی لاریجانی با اشاره به این‌که آزادی خرمشهر برای همیشه در تاریخ پرصلابت ایران اسلامی باقی است به تشریح شرایط فعلی جامعه اسلامی ایران پرداخت و گفت: اکنون هم فشارهای اقتصادی و تحریم‌ها و فشارهای سیاسی کم نیست و در چنین شرایطی فقط اتحاد، انسجام، ایمان، همدلی و توانایی مردم و اتکا به رهبری امت و ولایت تنها راه برون‌رفت از مشکلات است.

وی در ادامه به آغاز دور دوم مذاکرات هسته‌ای ایران و کشورهای 1+5 اشاره کرد و با تاکید بر این‌که ملت و مسئولان ایران اسلامی هرگز از حق مسلم و طبیعی خود در مسئله هسته‌ای عقب‌نشینی نخواهد کرد و پیشرفت‌های هسته‌ای درحقیقت سند افتخار ایران اسلامی است اظهار داشت: مردم و مسئولان ما درباره پیشرفت‌های هسته‌ای خود اتفاق‌نظر دارند و هیئت مذاکره‌کننده هرگز  برسر اصل مسئله غنی‌سازی هسته‌ای معامله‌ای نخواهد کرد.

رئیس قوه قضاییه با تاکید بر این‌که  ایران همواره اهل مذاکره منطقی و تعامل عادلانه بوده است  به نظر مقام معظم رهبری درباره حرام بودن دستیابی، تولید و استفاده از سلاح هسته‌ای اشاره کرد و خطاب به غربی‌ها گفت: به استناد احکام دینی و تعالیم و ارزش‌های اخلاقی و از همه مهم‌تر به اتکای فتوای رهبر سیاسی و دینی خود هرگز به سمت تولید و استفاده از سلاح‌ هسته‌ای نخواهد رفت و هیچ ضمانتی در این زمینه برای غربی‌ها از این بالاتر وجود ندارد.

آیت‌الله آملی لاریجانی خواستار مذاکره منطقی غربی‌ها و احترام آنان به حق طبیعی و مسلم ملت ایران و تلاش در جلب اعتماد مردم و مسئولان ایران شد و گفت: در صورت تلاش غربی‌ها برای مذاکرات منطقی و احترام به خواست مردم ایران امکان توافق وجود دارد.

رئیس قوه قضاییه در ادامه به تشکیل مجلس نهم اشاره کرد و با تاکید بر برگزاری سالم و قانونی انتخابات که به تایید شورای نگهبان رسید، برخی از اظهارنظرها درباره روند این انتخابات را موجب تلخ شدن شیرینی حضور گسترده مردم و بهانه‌ای برای جنجال‌آفرینی رسانه‌های غربی دانست و گفت: در فضایی که کشورها و رسانه‌های غربی و برخی اذناب داخلی آنان همواره در پی کمرنگ‌ کردن حضور مردم در انتخابات بودند ولی مردم حضور گسترده‌ای داشتند و با رای خود افراد منتخب را به مجلس فرستادند، طرح برخی مطالب و زیرسوال بردن سلامت انتخابات در چنین فضایی شایسته نیست.

آملی لاریجانی ظرفیت‌ها و اختیارات مجلس شورای اسلامی را برحسب قانون اساسی بسیار بالا برشمرد و پرداختن به آن را موجب تقویت نظام دانست و با تاکید بر این‌که همگان باید در راس امور بودن مجلس را باور داشته باشند و بپذیرند، افزود: اگر ظرفیت‌ها، اختیارات و وظایف مجلس شورای اسلامی بدرستی درک و فهم و به آن عمل شود، دیگر چنین سخنانی مطرح نخواهد شد.

وی سپاه پاسداران را نهادی قدرتمند با وظایف قانونی خاص برشمرد و اظهار داشت: اگر در سپاه کسانی تخلف کرده باشند، ربطی به خود سپاه ندارد. کما این‌که در خود مجلس و یا قوه قضاییه و دولت نیز امکان تخلف وجود دارد.

رئیس قوه قضاییه با برحذر داشتن نمایندگان مجلس و دولت و قوه قضاییه و تمام مسئولان از پرداختن به مسائل حاشیه‌ای همگان را به حل و فصل مشکلات مردم بویژه مشکلات اقتصادی فراخواند وگفت: باید همه دست به دست هم بدهیم تا مشکلات مردم کمتر شود و کشور به سمت شکوفایی و توسعه بیشتر پیش برود.

آملی لاریجانی در ادامه سخنان خود به برگزاری مستمر دادگاه فساد بانکی و دادگاه بیمه اشاره کرد و گفت: در ماه‌های اخیر همواره و در تمام جلسات مسئولان عالی قضایی به موضوع برگزاری دادگاه فساد بانکی اشاره کرده‌ام تا کاملا مشخص شود که قوه قضاییه قاطعانه پیگیر مبارزه و برخورد با فساد است و ملت ایران بزودی شاهد نتیجه عادلانه این دادگاه و دیگر دادگاه‌های رسیدگی به مفاسد خواهند بود.

رئیس قوه قضاییه طولانی شدن برگزاری دادگاه فساد مالی اخیر را به دلیل بررسی دقیق مستندات آن اعلام و تاکید کرد: امیدوارم نتیجه این دادگاه و دادگاه بیمه عبرتی ماندگار برای همه کسانی شود که فکر می‌کنند می‌توانند با سوءاستفاده از مناصب و قدرت‌های اجرایی و با رانت‌های مختلف به مال و ثروت برسند و ملت بزرگوار باید بدانند که تبعیضی در رسیدگی به اتهامات متهمان فساد اقتصادی در هر رده و مقامی که باشند نداریم.

آیت‌الله آملی لاریجانی با تبریک فرارسیدن ماه رجب این ماه را فرصتنی مغتنم برای تمام مومنان و بویژه مسئولانی دانست که به اقتضای مسئولیت‌های خود اشتغالات فراوان اجرایی دارند، در این ماه می‌توانند با پرداختن به ادعیه و مناجات‌های آن به پالایش روحی خود بپردازند.

رئیس قوه قضاییه ادعیه خاص این ماه بزرگ را بسیار قابل توجه دانست و گفت: نظیر ادعیه‌ای که در این ماه آمده، در ماه‌های دیگر کمتر دیده شده است و این ماه شریف براساس آیات و روایات متعدد، فرصتی مغتنم برای توبه و انابه و بازگشت به حق تعالی و رسیدن به کمال الهی است.

در جلسه مسئولان عالی قضایی همچنین معاون اول قوه قضاییه گزارشی از اقدامات و عملکرد کارگروه تعیین کارگروه مصادیق و راهکارهای عملی و اجرایی سیاست‌های کلی نظام اداری ابلاغی از سوی مقام معظم رهبری را ارائه نمود که پس از بحث و بررسی توسط مسئولان عالی قضایی، از سوی رئیس قوه قضاییه دستورات مقتضی صادر شد.



نوشته شده در تاريخ ۱۳٩۱/۳/۳ توسط 


 

تأملی در «غرب‌زدگی حزب‌اللهی»!

وحید جلیلی

این گونه است که نسلی ساخته‌اند که می‌شود اسمشان را گذاشت غرب‌زده‌های جدید غربزده‌‌های حزب‌اللهی!؛ غرب‌زده‌ها کی‌اند مگر؟ نه آنها که بی‌توجهند به گنجینه‌های خودی و سرمایه‌های ملی و داشته‌های این مردم؟

فرهگ کار نداریم و کار فرهنگی می‌خواهیم بکنیم.
 
کار فرهنگی اگرچه فرهنگی است ولی کار است در هر صورت!
 
و فصل مشترکی دارد با فعالیت کارگران معادن مس سرچشمه یا ذوب‌آهن اصفهان یا تراکتور‌سازی تبریز یا فولاد اهواز یا آلومینیوم‌سازی اراک یا نساجی مازندران یا... که دیگر بیش از آنکه کار واقعی را به باد بیاورند بازی را تداعی می‌کنند!
 
کار فرهنگی همچنین سرنوشتی پیدا کرده است. بیش از آنکه کار را و فرهنگ را به یاد بیاورد رقابت‌های پوچ و بازی‌های بی‌حاصل و بی‌محصول و گل‌‌های نزده و لایی‌های خورده و آفساید‌های مکرر و گل به خودی‌های تمام نشدنی و امتیازات از دست داده و تفاضل گل‌های منفی و ... را تداعی می‌کند.
 
***
 
کار فرهنگی قبل از آنکه فرهنگی باشد کار است.
 
و نیرو می‌خواهد و جا به جا کردن می‌طلبد. اگرنه کوه‌ها را که خود را لااقل تفکراتی که از فرط وزانت قدرت تحرک ندارند؛ قدرت تحریک و جابه‌‌جا کردن چیزی را هم نخواهند داشت.
 
تحجر بسیاری اوقات از همین وزانت‌ها آغاز می‌شود.
 
بعضی‌ها با سیطوی و مغنی و اسفار و کفایه «سنگ»‌ین می‌شوند و بعضی دیگر با لویاتان و جمهور و جامعه باز و قبض و بسط!
 
و جالب است که این سنگ‌ها ین‌ها علی‌رغم ظاهر متفاوتشان چگونه متحد می‌شون با هم وقتی سیل را می‌خواهند سد کنند.
 
فتنه 88 را که یادتان هست؟ بی‌بی سی استفتاء می‌کند از آیت‌الله بهمانی که به نظر مبارک حضرت مستطابعالی ... فردیدیدی‌های با وقار و سنگین و غرب ستیز! جمع می‌شوند با سنگ‌ین‌های آن طرف و سنگ می‌شوند در دست‌های تهاجم بی‌فرهنگی به طوفان واقعیت بیست و پنج میلیون نفری چون علما یی‌اند که عهدی ندارند با او بر لایقاروا کظله ظالم و سغب مظلوم را به فرهیختگان و دانشوران و روشنفکران چه کار؟
 
وزانت فردی‌شان باز می‌دارد گویی از اندیشیدن به توازن اجتماعی.
 
سنگین‌ها و متحجرین؛ یقه بسته باشند یا جامعه‌باز به دست در هر صورت مخالف کارند. مخالف جابهجایی‌اند و عدالت در کار جابه‌جایی است و یضع‌الامور مواضعها
 
تکان می‌دهد جابه‌جا می‌کند تغییر می‌دهد.
 
سبک می‌بیند این سنگین‌نماها را
 
یستهزء بهم و یمدهم فی‌طغیانهم و در گوشه‌ای دیگر فرنگی کارهایند!
 
و کجا نیستند؟
 
می‌روی برازجان چفیه به گردن به استقبال می‌آیند که داریم کار فرهنگی می‌کنیم در مسجد
 
«وفقکم‌الله، چه می‌کنید مثلا»
 
«چهار گیگ کلیپ شیطان پرستی دانلود کرده‌ایم از اینترنت و می‌شناسیم همه فرقه‌ها و نغمه‌‌هایشان را»
 
«نادر مهدوی و بیژن گرد را هم می‌شناسید؟»
 
«نه! کی‌هستند؟»
 
«همین بچه‌محل‌های خودتا در خورموج که دادند هلی‌کوپتر شیطان بزرگ را کوسه‌های خلیج فارس خوردند»
 
«عجب؟! نشنیده بودیم در این بیست و چند سال اسمشان را در برنامه‌‌های فرهنگی بسیج و ارشاد و سازمان تبلیغات و کانون‌های مساجد و ...»
 
«ولی به جایش هزار تا جیمسون جکسون را شناخته‌اید در فعالیت‌های فرنگی‌تان»
 
 
 
***
 
و از برازجان تا بجنورد تا بیرجند تا تبریز همین است خبر.
 
فرنگی کارها، کار فرهنگی را مصادره کرده‌اند.
 
نیرو تربیت می‌کنند به چه مقبولی
 
رجایی را تمییز نمی‌دهد از باهنر و هالیوود را می‌شناسد مثل کف دست!
 
خورشید انقلاب را نمی‌شناسد و ستاره داوود را در کف نعلبکی و نوک برج و پشت وانت اکبر سیبیل کشف می‌کند و در جزیره برمودا دنبال فراماسون‌ها می‌گردد که هیچ کدام از ما یک لیوان آن نمی‌خوریم مگر اینکه آنها برایش برنامه‌ریزی کرده‌اند!!
 
اینها اراجیفی است که نهادهای خوشنام جمهوری اسلامی سی‌دی‌هایش را ده هزار تا ده‌هزار تا به عنوان کار فرهنگی حقنه می‌کنند در مغز ایتام آل محمد(ص)
 
 
 
***
 
و این گونه است که نسلی ساخته‌اند که می‌شود اسمشان را گذاشت غرب‌زده‌های جدید غربزده‌‌های حزب‌اللهی!
 
غرب‌زده‌ها کی‌اند مگر؟ نه آنها که بی‌توجهند به گنجینه‌های خودی و سرمایه‌های ملی و داشته‌های این مردم؟
 
چه فرقی می‌کند که تو نادر مهدوی و بیژن گرد را در اثبات غرب از یاد ببری یا در انکار غرب؟
 
و کدام انکار؟ وقتی شب و روزت به تحلیل غرب می‌گذرد و حلال کردنش به صد بهانه!
 
معیار غرب‌زدگی خودانکاری است
 
چه به بهانه نقد غرب باشد چه قبولش.
 
فرنگی کارها آزاد نیستند پای در این سرزمین محکم نکرده‌اند و در سطح درگیرند.
 
غرب سربه‌سرشان گذاشته است.
 
نیمی از قدرتشان را پیشاپیش گرفته است.
 
در بند نقد غرب‌اند و داشته‌هایشان نسیه است!
 
تئوری حکومت و جامعه و فرهنگ‌شان در آینده‌ها نوشته خواهد شد.
 
وقتی که انقلاب اسلامی را نجات بدهند از التقاط جمهوری و اسلامی که امام خمینی( که فلسفه غرب نمی‌دانست! و دوره‌های شیطان پرستی و غرب‌شناسی در آبعلی و مشهد و اردبیل و قم و نیاوران ندیده بود) دچارش شد! و دچار کرد یک ملت را به التقاط با مدرنیته! به اضطرار یا...
 
 
 
***
 
فرنگی کارها اهل کار نیستند چون به سرمایه فرهنگی ایرانی، به گنجینه فرهنگ انقلاب اسلامی به داشته‌های جامعه دینی ایران بی‌توجه‌ترند تا کوچکترین تحکر غربی‌ها و غرب‌زدها.
 
کار فرهنگی از توجه به سرمایه‌ فرهنگی خودی آغاز می‌شود.
 
چه بر می‌آید از آنها که سرمایه فرهنگی‌شان صرفا اطلاعات راست و دروغی است که از رقیب دارند؟ کالاها و ترفند‌ها و بازار دشمن را می‌شناسند اما در این سو گویی معادن از خاک بیرون زده را هم نمی‌بینند و نه حتی کالاهای خودی را.
 
تاجر و بازاریاب کالاهای پرزرق و برق دشمن‌اند. تمام زندگیشان شده است برانگیختن کنجکاوی خودی‌ها به سلوک فکری و اخلاقی و سیاسی و هنری و رسانه‌ای غرب.
 
و یک دهم این انرژی را هم به کار نمی‌گیرند در تولید و توزیع و تبلیغ محصولاتی که کارگران فرهنگ خودی از دل سرمایه‌های فرهنگی خودی متولد کرده‌اند.
 
فرنگی کارها اهل تولید نیستند.
 
در بازار فرهنگی وسیعی که جهالت مدیریت‌های بدکاره خوش‌نیت نصیبشان کرده؛ تجارت کالاهای بیگانه جایگزین تولید محصولات ایرانی شده است و نابود می‌کند این تجارت خارجی، تولید ملی را.
 
***
 
کار فرهنگ، بی‌فرهنگ کار راه نمی‌افتد.
 
و تا دور دست این تاجران فرنگ‌زده گریزان از کار و اعتنا به سرمایه ایرانی باشد فرهنگ به سامانی نخواهد رسید و کار فرهنگی استحصال و باز تولید سرمایه‌های فرهنگی خودی اعم از معارف و علوم و تجربیات و الگوها و اسوه‌ها و ... است و نه سرگرمی و سردرگمی در بازارهای مکاره اندیشه و هنر و رسانه فرهنگی غربی.
 
 منبع: ماهنامه راه 56




نوشته شده در تاريخ ۱۳٩۱/۳/۳ توسط 


 

پایگاه نزدیک به موساد: اسرائیل بازنده مذاکرات

در حالی که روز گذشته سخنگوی کاترین اشتون از هماهنگی بین طرف‌های حاضر در گروه 1+5 سخن گفته بود، پایگاه صهیونیستی دبکا از احتمال ارائه پیشنهاد مستقل از سوی روسیه به ایران خبر داده است.

به گزارش فارس، دبکا در این گزارش تصریح کرد: منابع اطلاعاتی در مسکو خبر می‌دهند که روسیه قصد دارد یک پیشنهاد تعجب‌آور (Surprise Proposal) را در مذاکره با ایران بر روی میز مذاکرات قرار دهد. به این ترتیب روسیه در صفوف جبهه متحدی که باراک اوباما، رئیس‌جمهور ایالات متحده علیه ایران اعلام کرده بود، شکاف ایجاد خواهد کرد.
 
این پایگاه صهیونیستی تصریح کرد که بازنده اصلی این شکاف در صفوف 1+5، اسرائیل خواهد بود. ایهود باراک، وزیر جنگ و موشه یالون، معاون نخست‌وزیر اسرائیل به شش کشور هشدار داده‌اند که تقاضاهای آنان کمتر از آن چیزی است که به باور آنان، برای جلوگیری از دست‌یابی ایران به سلاح هسته‌ای لازم است.
 
دبکا به نقل از منابع خود ادعا کرده است که بین ایران و مدیر کل آژانس هیچ توافقی برای افزایش بازرسی‌ها از تاسیسات هسته‌ای ایران شکل نگرفته است. جی کارنی، سخنگوی کاخ سفید نیز گفته است که هرچند توافق ایران و آژانس را مثبت می‌داند اما توافق یک چیز است و عمل به توافق چیزی دیگر.
 
دبکافایل در ادامه نوشتار خود سعی کرده است تا با طرح این موضوع که ایران قصد نابودی اسرائیل را دارد، ادعا کند که ایران به همین منظور به دنبال ظرفیت هسته‌ای است. این در حالی‌ست که ایران همواره بر صلح‌آمیز بودن برنامه هسته‌ای خود تاکید داشته است و خلاف این امر نیز هرگز ثابت نشده است.
 
روز گذشته و پس از آنکه منابع خبری از شکاف در گروه 1+5 و امکان ارائه دو پیشنهاد مختلف به ایران خبر دادند، سخنگوی اشتون، مسوول سیاست خارجی اتحادیه اروپا این امر را رد کرده بود اما به نظر می‌رسد منابع دبکا به خوبی از این شکاف مطلع‌اند.



نوشته شده در تاريخ ۱۳٩۱/۳/۳ توسط 


 

جلوگیری مسئولین دانشگاه تهران از برپایی دسته عزاداری امام هادی(ع)

مسئول واحد سیاسی دانشگاه تهران گفت: از دیروز تا به حال تماس‌های متعدد و تهدیدآمیزی مبنی بر عدم برپایی دسته‌‌های عزاداری در این دانشگاه از سوی مسئولین دانشگاه تهران ارئه شده است.

میرحاجی، مسئول واحد سیاسی دانشگاه تهران در گفت‌وگو با خبرنگار سیاسی «خبرگزاری دانشجو»، با اشاره به تصمیم دانشجویان برای برپایی دسته عزاداری به مناسبت هتک حرمت امام هادی (ع)تصریح کرد: از دیروز تا به حال تماس‌های متعدد و تهدیدآمیزی مبنی بر عدم برپایی دسته‌‌های عزاداری در این دانشگاه از سوی مسئولین دانشگاه تهران ارئه شده است.
 
وی افزود: با تمام این شرایط و تهدیدات ما دانشجویان برنامه‌های خود را بدون هیچ کم کاستی راس ساعت 15 امروز در دانشگاه تهران برگزار خواهیم کرد.
 



نوشته شده در تاريخ ۱۳٩۱/۳/٢ توسط 


 

تحلیلی از چرایی پروژه توهین به امام هادی(ع)

در فضایی که عقلانیت و منطق حاکم باشد بی شک حق و حقیقت آشکار می شود، حال اگر صاحبان یک ایدئولوژی ببینند که در حال مقهور شدن در مقابل یک ایدئولوژی برتر هستند، باید برای تن ندادن به این شکست، فضای رقابت را از عقلانیت و منطق تهی کنند.

altگروه سیاسی «خبرگزاری دانشجو» - حسین مروتی؛ اوایل سال گذشته بود که در شبکه اجتماعی فیس بوک صفحه ای به نام «کمپین یادآوری امام نقی به شیعیان» ایجاد شد. نام و اثری از ایجادکنندگان صفحه وجود نداشت، ولی در جایی نوشته بودند: «کاری است از جوانان ایرانی گمنام، اما خلاق در سراسر دنیا و دیگر هیچ.» 
 

در مرامنامه خودشان هم نوشته بودند: «ما نه به سفارتخانه‌های خارجی وابسته هستیم و نه در پایگاه اشرف زندگی می‌کنیم. نه از اسرائیل و عربستان پول می‌گیریم و نه آمریکا برای ما امکانات فراهم کرده است.»


با اینکه معلوم نبود آنها چه کسانی بودند، ولی رک و رو راست قسمتی از هدفشان را گفته بودند: «هدف شکستن تابوی تقدس دروغین دین اسلام با زبان طنز.»


کارشان را شروع کرده بودند. دهن کجی و توهین های زننده ای که خشم هر انسان دیندار و یا آزاده ای را برمی انگیخت. خودشان هم نوشته بودند: «این صفحه به مبارزه با خرافه  پرستی در ایران اختصاص دارد. اگر شما شیعه متعصب هستید ممکن است مطالب این صفحه شما را آزار دهد.»


عصاره بسیاری از شبهاتی که در زمینه اسلام به گوش هر مسلمانی خورده بود را در طنزهایشان آوردند، جسارت کردند و با تمسخر نوشتند: «قال امام  نقی: هیچ کس و هیچ چیز آنقدر مقدس نیست که نتوان با آن شوخی کرد.»


این هتاکی ها همچنان ادامه دارد ...


در ابتدا شاید این اقدام به «شیطنت یک مشت آدم ضد مذهب» تعبیر شود، ولی با عمیق شدن و دقت در موضوع به یک طراحی هوشمندانه و زیرکانه می رسیم که در بستر خاصی از زمان اهداف فراوانی را پی گرفته است.


 در ذیل ضمن پاسخ به چند سوال این اهداف را مورد بررسی قرار می دهیم.


1- چرا باید به اعتقادات و مقدسات مسلمانان توهین شود؟

پس از انقلاب شکوهمند اسلامی ایران و به دنبال شکست تفکر مارکسیسم، قطب ایدئولوژیک دیگری با نام اسلام ناب محمدی در مقابل لیبرالیسم غرب سر برآورد. پس از به وجود آمدن این دوقطبی ایدئولوژیک، دنیای غرب (غرب ایدئولوژیک و نه غرب جغرافیایی) با شیوه های بسیار گوناگون به تقابل با تفکر اسلام راستین پرداخت تا مگر بتواند این ایدئولوژی را منزوی ساخته و از صحنه رقابت خارج کند و مانند دهه های پیش با کمترین مزاحمت به استعمار، ظلم و زیاده خواهی خود در سطح جهان ادامه دهد. اما به لطف خداوند روز به روز به طرفداران اندیشه اسلام راستین افزوده شد و اکنون می بینیم که این تفکر تقریبا بر تمام جهان اسلام حاکم شده است و مسلمانان در کشورهای مختلف اسلامی علیه ظلم و ستم قیام کرده اند.

 

هم اکنون دنیای غرب که سقوط یک به یک پایگاه هایش را در کشورهای اسلامی مشاهده می کند، خود را قربانی و زخم خورده این مکتب دانسته و تهاجم خود به این اعتقاد و اندیشه را گسترده تر از پیش ادامه می دهد.

 

دستگاه گسترده ناتوی فرهنگی که روزی کاریکاتورهای موهن پیامبر اکرم (ص) را در دانمارک کشید، اکنون کاری کم خرج تر و پر درآمدتر را پیش گرفته است و برای این دستگاه چه چیز بهتر از این که مسلمان ها! با ادبیات دینی خودشان، به اعتقادات خود توهین کرده و ارزش های آن را زیر سوال ببرند؟ و به راستی اگر کتاب آیات شیطانی نوشته فردی غیر مسلمان بود آیا از حیز انتفاع ساقط نمی شد؟!


دشمن در این قسمت از برنامه اش تضعیف اعتقاداتی که منجر به استقامت ملت های مسلمان شده است را دنبال می کند.
 

جهان استکبار با تجربه به این نتیجه رسیده است که به عنوان راه حل مساله اسلام، باید به هر طریق که شده «ربناالله» و «استقاموا» را از هم جدا کند!  چرا که اگر این دو با هم جمع شدند، دیگر نمی توان انسان را ترساند و به زیر یوغ ستم کشید.


«إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا فَلَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ»(1)

از منظر دنیای غرب، مسلمانانی که اهل استقامت نیستند - مثلاً سران شیخ نشین های خاورمیانه - موجوداتی بشدت دوست داشتنی هستند! و از طرف دیگر کسانی که از ایدئولوژی اسلام بی بهره اند، ولی استقامت می ورزند – مثلاً ژاپنی های جنگ جهانی دوم – اگر چه گاهی شیطنت می کنند، ولی باز قابل تحمل هستند و می توان تادیبشان کرد! ولی مسلمان معتقد، بخصوص شیعه و ایرانی جماعت را باید کشت تا آدم شود، تازه کشته های اینها هم خطرهای خاص خودشان را دارند ...


2-  از میان مسلمانان چرا باید به مقدسات شیعیان توهین شود؟

لااقل به دو دلیل شیعیان مقدمند:


1- با رجوع به فقه اهل سنت می بینیم که فقهای‌ اهل‌ ‌ سنت، جهاد ابتدایی‌ را در صورت‌ وجود مصلحت‌ اسلام‌ و مسلمانان‌ در آن‌ ــ که‌ حاکم‌، چه‌ عادل‌ چه‌ فاسق‌، آن‌ را تشخیص‌ می‌دهد ــ واجب‌ دانسته‌اند. (2) پر واضح است که اهل تسنن ستمدیده، بر خلاف مبانی فقهی مزبور، علیه حاکمان فاسق خود - که جایگاه دادن حکم جهاد را داشته اند - قیام کرده اند. این مسئله همراه با تجربه موفق انقلاب اسلامی ایران، زمینه را برای تاسی اهل سنت به یک حاکم اسلامی و وحدت ایشان حول محور شخصیتی کاریزما، سیاستمدار و همسو با انقلاب ها فراهم آورده است. این از عمده مسائلی است که جهان سلطه از به فرجام رسیدن آن بشدت بیم دارد.


(اهانت در صفحه این کمپین به رهبر معظم انقلاب، شخصیت های انقلابی و معتقد و ارکان نظام مقدس جمهوری اسلامی و همچنین به تمسخر گرفتن بیداری اسلامی با نام «بیداری نقوی»، در این راستا تفسیر می شوند.)


2- اعتقاد  به مهدویت و ظهور منجی به صورت تمام عیار در میان شیعیان وجود دارد و پس از انقلاب اسلامی بشدت رشد کرده است؛ این عقیده که بین تمام مسلمانان و دیگر ادیان الهی مشترک است نه تنها می تواند تمام انقلاب های اخیر را به هم متصل کند و به زیر یک پرچم ببرد، بلکه چه بسا جنبش فتح وال استریت را هم ...
 

آری دنیای غرب به این نتیجه رسیده است که:

الف: اعتقاد به ظهور منجی، کلید اتصال انقلاب ها و خیزش مردم ستمدیده دنیاست که در یک شب می تواند جهان استکبار را به زیر بکشد.(3)  


ب: ایران به عنوان یک ابرقدرت سیاسی و ایدئولوژیک، تنها کشوری است که قابلیت صدور این اندیشه را دارد.
 

(توهین به امام زمان (عج)، به زیر سوال بردن وجود ایشان و به تمسخر گرفتن غیبت و ظهور حضرت، با کنایه هایی نظیر «نقی موعود آمد» و «ظهور نقی»؛ در این راستا تفسیر می شود.)


3- به چه قشری از جامعه ما امید بسته اند؟

خودشان در مرامنامه کمپین گفته اند: «ما اعضای کمپین به نقش بسیار مهم روشنفکران و دانشگاهیان در پیشبرد آرمان‌های خود معتقدیم و نقش اصلی این روند را بر دوش دانشگاهیان می‌دانیم.»

به راستی آیا جا ندارد از خودمان بپرسیم «در دانشگاه های ما چه خبر است که دشمن این گونه به دانشگاهیان ما امید بسته است؟»
 

در مجموع آنچه اظهر من الشمس است، تمرکز ویژه دشمن بر روی جوانان ما است.
 

4- چرا امام هادی (ع) را انتخاب کرده اند؟

الف: برای راه اندازی یک سلسله توهین، ابتدا باید کمترین حساسیت را برانگیخت تا بتوان فرصتی برای تنفس گرفت، فضا را سنجید و کار را ادامه داد. حالا اگر نعوذ بالله من و شما بخواهیم از میان امامان معصوم یکی را برای این موضوع انتخاب کنیم، کدام یک را بر می گزینیم؟


یکی از اعضای این کمپین با زبان طنز، نادانسته از گوشه ای از دلایل این انتخاب هوشمندانه رمزگشایی کرده است. «آخه خدا وکیلی این امام نقی چه گناهی کرده؟ نه باباش امام رضا بوده؛ نه پسرش امام زمان هست ... مونده اون وسط هیچ کس هم ازش یاد نمیکنه!»


ب: برای تامین هدف تضعیف اعتقاد شیعیان به مهدویت باید در میان ائمه، امامی را انتخاب کرد که از لحاظ تاریخی کمترین میزان اطلاع از او در دسترس باشد و به زمان حیات امام زمان (عج) نزدیک، تا از این طریق بتوان به مخاطب این گونه القا کرد که وقتی وجود و اهمیت این امام، زیر سوال است آیا اعتقاد به امامی که بیش از هزار سال سن دارد و قرار است بیاید و جهان را پر از عدل و داد کند زیر سوال نیست؟!

ج: دلیل دیگری که محتمل است!

 

بحث در مورد این دلیل را با گفتار و مثالی پندآموز، از عارف واصل، حاج میرزا اسماعیل دولابی آغاز می کنیم.


«زنی که شوهرش مرده بود و از او پسربچه ای داشت، دیگر ازدواج نکرد؛ به این امید که پسرش بزرگ می شود و حامی او خواهد بود. اما متوجه شد که آن پسربچه بسیار نحیف و ضعیف است و از بچه های کم سن و سال تر از خودش در کوچه زمین می خورد. فهمید که بچه های دیگر پدر را بالای سرشان می بینند و به اتکای او احساس قدرت می کنند و این بچه چون پدری بالای سرش نمی بیند، این گونه رنجور و نحیف مانده است. برای حل مشکل نزد نقاشی رفت و به او گفت تصویر یک پهلوان قدرتمند را بکشد و بازوبند پهلوانی را روی بازویش ترسیم کند. تابلو را گرفت و در اتاق نصب کرد و پرده ای روی آن کشید و پسرش را صدا زد و گفت: می خواهی پدرت را ببینی؟ پسر با اشتیاق گفت: بلی. مادر کم کم پرده را از روی آن شمایل کنار زد و به تعریف زور بازو و قدرت پهلوانی پدر مشغول شد. هر چه عکس آن پهلوان بیشتر نمودار می شد، استخوان های درهم فرورفته پسر از هم باز می شد و در خود احساس قدرت می کرد. وقتی تصویر کاملاً از پشت پرده بیرون آمد، بچه چنان نیرویی گرفت که از آن پس، بچه های بزرگتر از خود را هم به راحتی به زمین می زد. شیعه هم در دوران غیبت مثل آن بچه است که پدر را بالای سر خود نمی بیند. اگر کسی پیدا شود که بتواند در توصیف امام، حق مطلب را ادا کند، شیعه چنان زنده می شود و قدرت می گیرد که هیچ کس در عالم نمی تواند در برابر او بایستد.»
 

باید گفت همان گونه که خطبه های توحیدی امام علی (ع) در قله معارف توحیدی است، بی شک می توان زیارت جامعه کبیره که از امام هادی (ع) نقل شده است را در قله معارف ولایی به شمار آورد که ائمه معصومین علیهم السلام تبیین کرده اند.


امام هادی (ع) در زیارت جامعه کبیره با تبیین جایگاه والا و همچنین عظمت و شکوه بی کرانه ائمه معصومین علیهم السلام، به زیباترین صورت به توصیف ائمه معصومین علیهم السلام پرداخته اند.

 

توجه به این معارف می تواند قدرت عظیم و استقامت بی نهایتی را در شیعیان جهان به وجود بیاورد و احتمالاً همین موضوع است که دشمنان را متوجه این امام همام کرده است.


اکنون در سه قسمت به فرازهایی از این زیارت اشاره می کنیم و تامل در تاثیر این فرازها بر شیعیان را به شما خواننده محترم وا می گذاریم:


اوصاف امام هادی(ع) در مورد جایگاه والای ائمه معصومین (ع):

- وَخُزّانَ الْعِلْمِ، و گنجینه داران دانش
-  وَ قادَهَ الاُْمَمِ، و پیشوایان ملت ها
- وَ کَهْفِ الْوَرى، و پناهگاه مردمان
- وَ رَضِیَکُمْ خُلَفآءَ فى اَرْضِهِ، (خداوند) شما را براى جانشینى در زمینش پسندید.
- و اسْتَرْعاکُمْ اَمْرَ خَلْقِهِ، (خداوند) سرپرستى کار خلق خود را به شما واگذارده.
- وَ ِمُوالاتِکُمْ ...وَائْتَلَفَتِ الْفُرْقَهُ، و بوسیله شما جدایى و اختلاف مبدل به الفت و اتحاد گردید.
- وَ الْحَقُّ مَعَکُمْ وَ فیکُمْ وَ مِنْکُمْ وَاِلَیْکُمْ، وَاَنْتُمْ اَهْلُهُ وَ مَعْدِنُهُ، و حق همراه شما و در میان شما خاندان و از جانب شماست و بسوى شما بازگردد و شمایید اهل حق و معدن آن.
- اِنْ ذُکِرَ الْخَیْرُ کُنْتُمْ اَوَّلَهُ، وَاَصْلَهُ وَفَرْعَهُ، وَمَعْدِنَهُ وَمَاْویهُ وَمُنْتَهاهُ، اگر از خیر و خوبى ذکرى به میان آید آغاز و ریشه و شاخه و مرکز و جایگاه و پایانش شمایید.


- مَنْ والاکُمْ فَقَدْ والَى اللهَ، وَ مَنْ عاداکُمْ فَقَدْ عادَ اللهَ، وَ مَنْ اَحَبَّکُمْ فَقَدْ اَحَبَّ اللهَ، وَمَنْ اَبْغَضَکُمْ فَقَدْ اَبْغَضَ اللهَ، وَ مَنِ اعْتَصَمَ بِکُمْ فَقَدِ اعْتَصَمَ بِاللهِ، هر که شما را دوست دارد خداى را دوست داشته و هر که شما را دشمن دارد، خداى را دشمن داشته و هر کس به شما محبت داشته باشد به خدا محبت داشته و هر کس با شما کینه توزد با خدا کینه توزى کرده و هر که به شما چنگ زند به خدا چنگ زده.


- وَ بِکُمْ یُنَزِّلُ الْغَیْثَ، وَ بِکُمْ یُمْسِکُ السَّمآءَ اَنْ تَقَعَ عَلَى الاَْرْضِ اِلاَّ بِاِذْنِهِ، و به خاطر شما باران را فرو ریزد و به خاطر شماست که نگه دارد آسمان را از این که بر زمین افتد مگر به اذن او.


- وَ اَشْرَقَتِ الاَْرْضُ بِنُورِکُمْ، و زمین به پرتو نور شما روشن شد.


- آتاکُمُ اللهُ ما لَمْ یُؤْتِ اَحَداً مِنَ الْعالَمینَ، به شما داده است خداوند آنچه را به هیچ یک از مردم جهانیان نداده.

آنچه شیعیان و محبین اهل بیت علیهم السلام در این زیارت می گویند:


- مُؤْمِنٌ بِاِیابِکُمْ، به بازگشتتان ایمان دارم.


- مُصَدِّقٌ بِرَجْعَتِکُمْ، و رجعت شما را تصدیق دارم.


- وَ قَلْبى لَکُمْ مُسَلِّمٌ، وَ رَاْیى لَکُمْ تَبَعٌ، و دلم نیز تسلیم شماست و رأى من نیز تابع (راى) شماست.

- فَمَعَکُمْ مَعَکُمْ لامَعَ غَیْرِکُمْ پس با شما باشم با شما نه با غیر شما.


آرزو و دعای شیعیان و محبین اهل بیت علیهم السلام در این زیارت:

- وَ جَعَلَنى مِمَّنْ یَقْتَصُّ آثارَکُمْ، وَ یَسْلُکُ سَبیلَکُمْ، وَیَهْتَدى بِهُدیکُمْ، وَ یُحْشَرُ فى زُمْرَتِکُمْ، وَ یُکَرُّ فى رَجْعَتِکُمْ، وَیُمَلَّکُ فى دَوْلَتِکُمْ، وَیُشَرَّفُ فى عافِیَتِکُمْ، وَ یُمَکَّنُ فى اَیّامِکُمْ، و (خداوند) بگرداند مرا از کسانى که پیروى کند از آثار شما و مى رود به راه شما و راهنمایى جوید به راهنمایى شما و محشور گردد در گروه شما و بازگردد در دوران رجعت و بازگشت شما و به فرمانروایى رسد در دوران حکومت شما و مفتخر گردد به عافیت (و حسن عاقبت) از شما و مقتدر گردد در روزهاى (حکومت) شما.


البته گفتیم این دلیل محتمل است و امیدواریم که دشمنان ما این قدر فهیم نباشند!

 

5-  چرا زبان طنز را برگزیده اند؟

در فضایی که عقلانیت و منطق حاکم باشد بی شک حق و حقیقت آشکار می شود. حال اگر صاحبان یک ایدئولوژی ببینند که در حال مقهور شدن در مقابل یک ایدئولوژی برتر هستند، باید برای تن ندادن به این شکست، فضای رقابت را از عقلانیت و منطق تهی کنند. مثل تماشاگران طرفدار یک تیم فوتبال که وقتی می بینند تیمشان 10 تا گل خورده است و گلی نزده است، در دقایق پایانی بازی از نرده های ورزشگاه بالا می روند و می ریزند داخل زمین بازی و یک فصل مفصل داور و بازیکنان تیم پیروز را کتک می زنند! این دقیقا کاری است که صاحبان ایدئولوژی لیبرالیسم در مقابل ایدئولوژی اسلام راستین می کنند.


البته ناگفته نماند که آثار طنز سخیف و ضد ارزشی که به صورت مداوم و روزانه در کشور تولید می شوند و در عرصه مجازی و موبایل ها و غیره دست به دست می چرخند، به فرماندهان کاردان ناتوی فرهنگی که بر خلاف مسئولان فرهنگی ما، اوضاع فرهنگی کشورمان را به بهترین وجه رصد می کنند، این پیام را ارسال کرده است: بیایید در عرصه طنز سرمایه گذاری کنید! هم با آن می توان تمام ارزش هایی که موجب مقاومت این ملت در مقابل فرهنگ استکبار شده است را به سخره گرفت و تضعیف کرد و هم الی ماشاء الله مشتریانش زیاد است!


بهره گیری از تاکتیک طنز و تمسخر، امری با قدمت زیاد است:


«یَا حَسْرَةً عَلَى الْعِبَادِ مَا یَأْتِیهِم مِّن رَّسُولٍ إِلاَّ کَانُوا بِهِ یَسْتَهْزِؤُون» (4)


* شاید ابتدای امر، این آیه در ذهن ما گروهی را مجسم کند که کنار خیابان ایستاده اند و برای تفریح و سرگرمی به پیامبران متلک می اندازند و قاه قاه می خندند، ولی اگر در مقابل پیامبران، دشمنان حق و حقیقت را در نظر داشته باشیم، متوجه خواهیم شد که موضوع تمسخر، هرگز بی حساب و کتاب نبوده و بی شک قسمت مهمی از برنامه مقابله با پیامبران الهی بوده است تا از گرایش مردم به ایشان جلوگیری شده و منافع طاغوتیان حفظ شود. 
 

6- در مجموع دشمن به دنبال چه اهدافی بوده است؟


- هدف کوتاه مدت: ایجاد اپوزیسیون خط شکن ضد مذهب در داخل کشور، که با بی پروایی اعتقادات و مقدسات مردم را مورد هجمه قرار دهد. این هدف را می توان در لابلای سطرهایی از مرامنامه که شباهت زیادی به آموزش انقلاب های مخملی دارند، یافت:

 

«تشکیل حلقه‌های روشنفکری در دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی می‌تواند پیشرفت این روند را بسیار سرعت ببخشد.»

 

 «ما معتقدیم که وظیفه‌ دانشگاه‌‌ها و مراکز روشنفکری، در درجه‌ اول، مبارزه با خرافات، نادانی و تعصب است.»

«ما اعضای کمپین بر نقش تبلیغات در پیشبرد هدف خود بسیار تأکید داریم. این تبلیغات باید هم در دنیای مجازی و هم در دنیای واقعی و با تکیه بر اخلاق عقل‌محور و گفتمان انجام شود.»


«معتقدیم که هر چه تعداد اعضای کمپین بیشتر شود، تأثیرگذاری آن نیز افزایش خواهد یافت و هر عضو جدید می‌تواند نماینده‌ کمپین در میان افراد پیرامون خود باشد.»


- هدف بلندمدت: تضعیف اعتقادات اسلامی عموم مردم، بخصوص آن دسته از اعتقادات که سبب پایداری آنها در مقابل نظام جهانی سلطه شده است. (تمرکز دشمنان بر توهین به ساحت والای اباعبدالله الحسین علیه السلام و عزاداری ایشان، همچنین به تمسخر گرفتن مستمر فرهنگ ایثار و شهادت و موضوعات حیا، حجاب و عفاف از این دست اعتقادات هستند که تضعیف آنها در اولویت کاری دشمن در این کمپین قرار گرفته است.)


این هدف - تضعیف اعتقادات اسلامی عموم مردم - بوضوح در مرامنامه این کمپین مورد اشاره قرار گرفته است که غرض براندازانه آنها را نیز مورد تایید قرار می دهد: «ما اعضای این کمپین قویاً اعتقاد داریم که مبارزات مردم ایران! با حکومت فعلی خود تا زمانی که تحولی اساسی در نگرش‌ها و باورهای مذهبی آنها روی ندهد، بی‌فایده خواهد بود و حتی اگر حاکمیت فعلی ایران سقوط کند، حاکمیتی همانند آن جایگزین خواهد شد که شاید حتی هزینه‌های بسیار بیشتری بر مردم و این سرزمین تحمیل کند.»


* شاید تصور شود که به دلیل دسترسی نداشتن عموم مردم به فیس بوک این هدف محقق نخواهد شد، ولی باید بدانیم که متاسفانه، هم اکنون یک سری از مطالب این صفحه به صورت پیامک وارد عرصه رسانه ای مردم شده است و در آنها صحبت های نامربوطی به امام هادی (ع) منتسب شده و از طرف دیگر توفیق دشمن در هدف کوتاه مدت که قرین با تاثیرات اجتماعی خواهد بود، راه را برای نیل به این مقصود هموار خواهد کرد.


7-  چه کسانی این کمپین را ایجاد کرده اند و چه کسانی عضو آن هستند؟

به عقیده بنده پایه ریز این طرح یک اتاق فکر خبره در خارج از کشور  بوده است که با فراخواندن افراد گوناگون، بخصوص گروهک های مخالف جمهوری اسلامی، آنها را اجیر ساخته و یک تیم حرفه ای از طنزنویسان، گرافیست ها و غیره را تشکیل داده و با دادن خوراک فکری به آنها، از این جماعت قلم به مزد کار می کشد.


«وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَشْتَری لَهْوَ الْحَدیثِ لِیُضِلَّ عَنْ سَبیلِ اللَّهِ بِغَیْرِ عِلْمٍ وَ یَتَّخِذَها هُزُواً أُولئِکَ لَهُمْ عَذابٌ مُهینٌ» (5)


در این میان رد پای بهاییت خبیث و حمایت اربابان اسرائیلیش، بیش از گروه های دیگر مشهود است.
     
(تصویر بالا عکس پروفایل یکی از اعضای کمپین است که گویا نتوانسته عشقش را پنهان کند!)

 

و اما در مورد این که چه کسانی عضو این کمپین هستند باید گفت: با رجوع به وبلاگ های این جماعت متوجه می شویم که تعداد زیادی از این اعضا، متعلق به گروهک های مخالف جمهوری اسلامی هستند که پس از شکست مفتضحانه فتنه 88 فرصتی برای عقده گشایی یافته اند.
     
تصاویر فوق عکس پروفایل چهار تن از اعضای این کمپین است

البته مابقی اعضای این جنبش، جوانان این مرز و بوم هستند که بیشتر مورد بحث ما قرار خواهند گرفت. 
 
 
اگر هنوز کسی ...
 
- با این توصیفات اگر هنوز کسی این اقدام را «شیطنت یک مشت آدم ضد مذهب» می داند، باید لااقل به این سوال پاسخ بدهد که آیا می شود این حجم انبوه کارهای گرافیکی، نوشته های حرفه ای طنز و کلیپ تصویری که در این صفحه به کار رفته است و مستمر و مداوم به روز می شود، به صورت خلق الساعه و بی هیچ حمایت و سرمایه گذاری به وجود آمده باشد؟

- اگر هنوز کسی اهداف تشکیل این کمپین و البته انجام دیگر کارهای مشابه را آنقدرها بلند نمی داند که ربطی به بیداری اسلامی و مشکلات فرا روی جهان سلطه داشته باشد، به این قسمت از مرامنامه این گروه توجه کند: «ما اعضای کمپین خواهان گسترش مأموریت این کمپین به تمام مناطق جهان و ایجاد همگرایی بین‌المللی هستیم. اگر چه این کمپین به زبان پارسی است و به موضوعات مطرح در ایران می‌پردازد، اما یقینا قابلیت آن را دارد تا با جنبش‌های بین‌المللی همگرایی و اتحاد پیدا کند.»

آری به نظر می رسد، این برنامه از ایران به عنوان «قلب تپنده نهضت جهانی ضد سلطه» آغاز شده است و اهداف بلندی را در سرتاسر جهان دنبال خواهد کرد.
 
8- چه اموری باعث شده تا تعدادی از جوانان میهنمان با پیوستن به این کمپین، به هتاکی های بی شرمانه علیه مقدسات اسلام بپردازند؟

بحث را با مطرح کردن این سوال آغاز می کنیم که چرا هیچ یک از همین جوانان، راضی نمی شود پدر و یا مادر خود را حتی پس از مرگشان به تمسخر گرفته، مورد توهین قرار دهد؟ پاسخ روشن است؛ زیرا همه به تاثیر و جایگاه والدین، زحمات و دلسوزی هایشان و حقی که بر گردنشان دارند، آگاه هستند.

به عقیده بنده اساس این توهین ها بر این موضوع استوار است که این جوانان نتوانسته اند به این سوال پاسخ بدهند که امام هادی (ع) به چه درد زندگی ما می خورد و بود و یا نبود اعتقاد به ایشان در زندگی ما چه تاثیری دارد؟ همین نتوانستن باعث شده به قضاوت بنشینند و اساس مسئله را به تمسخر بگیرند.
 
در اینجا لااقل دو ایراد به ما وارد است؛ اول اینکه عدم تبیین مباحث ریشه ای در زمینه امامت به خصوص نقش، اهمیت و جایگاه امام معصوم در زندگی مردم؛ زیرا زمانی که چیزی جز حوادث تاریخی و حکایات زندگی ائمه علیهم السلام به دانش آموز و دانشجویانمان یاد نداده ایم، چه توقعی است که او بتواند از پس این سوال بر بیاید؟

مسئله دوم نیاموختن نحوه اندیشیدن و تنها روخوانی کردن اندیشه ها برای فرزندان این مرز و بوم است. طیف تقریبا گسترده ای از جوانان ما تنها میراث بر اندیشه ها بوده اند و اگر اندیشه ای را هم پذیرفته اند با تعقل همراه نبوده است. با این اوصاف باید حق داد که جوانی که پشتوانه استوار عقلی برای اعتقاداتش نمی بیند در مقابل سیل عظیم شبهه افکنی دشمنان تسلیم شود و اعتقاداتش را دو دستی به شیاطین تحویل دهد. متاسفانه ما نتوانسته ایم حتی ایشان را از «لاشیء» به «لا ادری» برسانیم. (6)
 
اینجاست که آدم منظور سخنان اندیشمندانه ی رهبر معظم انقلاب در مورد موضوع آموزش فلسفه به کودکان را در می یابد.(7)

چند تقصیر دیگر که در این قضیه دخیل بوده است را به صورت گذرا مورد بررسی قرار می دهیم؛

- ما نتوانسته ایم به جوانانمان بفهمانیم که نباید مشکلات و ایرادهایی که در میهن عزیزمان وجود دارد را به پای اسلام بگذارند.

- ما راه را برای ابراز انتقادات این قشر نسبت به مسائل پیرامونشان هموار نکرده ایم و نحوه صحیح انتقاد و امر به معروف و نهی از منکر را به آنها آموزش نداده ایم. به راستی آیا آموزش امر به معروف و نهی از منکر در آموزش و پرورش و آموزش عالی ما جایگاهی دارد؟ اگر کسی از دوستان و آشنایان ما در مقابل ما لطیفه ای بگوید که در آن ارزش ها و مقدساتمان به تمسخر گرفته شوند ما باید چه کار کنیم؟

- غفلت از ترویج طنز اخلاق مدار در جامعه؛ تبیین این موضوع مجال بیشتری می طلبد، ولی در اینجا خوب است برای پی بردن به گوشه ای از برکات و فواید طنز به پاسخ رهبر معظم انقلاب (حفظه الله تعالی) به نامه‌ مرحوم کیومرث صابرى، مدیر مسئول مجله‌ى گل‌آقا اشاره کنیم که ایشان با اشاره به خلأ فرهنگى و هنرى در زمینه طنز  می فرمایند: «طنز صادق و دلسوزانه باید همه‌نقاط معیوب، بخصوص آنها را که کمتر به چشم مى‌آیند و آنها که بیشتر به علم و اطلاع همگان از آن نیاز هست، هنرمندانه ببیند و بنمایاند. امروز جامعه و نظام انقلابى ما با دشمنانى روبه‌روست که همه‌ ابزارهاى محسوس و نامحسوس را براى ضربه زدن و جریحه‌دار کردن مردم و نظام و انقلاب به کار مى‌برند. براى آگاه کردن ذهن مردم از خدعه دشمن، چه وسیله‌اى از طنز هنرمندانه و شیرین و زیرکانه، بهتر و کارى‌تر؟» (نامه به تاریخ  ۱۳۷۰/04/27)

شاید بد نباشد مسئولینی که هنوز به ظرفیت ها و قابلیت های فراوان طنز پی نبرده اند و باز قرار است تمام همّ خود را مصروف ساخت «خنده بازارها» کنند، اندکی در این چند سطر از مرامنامه کمپین تامل کنند: «روش خاصی که کمپین در پیش گرفته، استفاده از زبان طنز (طنز جدی، طنز تلخ) است. به نظر ما زبان طنز بهترین شیوه برای بیان حقایق است. در واقع، این کمپین به قصد خنده و تفریح صرف و به قصد هزل و تمسخر بی‌محتوا تشکیل نشده است. شاید اصلی‌ترین ویژگی این کمپین در «جدیت» آن باشد؛ چرا که این مبارزه و تلاش، رویکردی کاملاً جدی و راسخ را می‌طلبد.»

- عدم تبیین و ترویج اخلاق و عرفان اسلامی در جامعه؛ وقتی جامعه (لااقل جامعه فضای مجازی) به بد اخلاقی مفرط مبتلا شد، وقوع اینگونه مسائل نباید برای ما آنچنان غیرمترقبه باشد. وقتی گروه زیادی از جوانان ما به سمت کتاب ها و رسانه های مبلغ عرفان های کاذب و انحرافی کشیده می شوند تا مگر فطرت خداجوی خود را تسکین دهند، آیا خیلی عجیب خواهد بود که جوان در خود نیازی به ائمه علیهم السلام احساس نکند؟

به راستی چرا ما در میهن اسلامیمان تقریبا چیزی به عنوان فقه انحرافی نداریم، ولی از آن طرف تا دلتان بخواهد مکاتب اخلاقی منحرف و عرفان های نوظهور و انحرافی داریم؟

آیا حوزه های علمیه و دیگر مراکز دینی ما، حق اخلاق و عرفان اسلامی را آنگونه که باید ادا کرده اند؟

حوزه های علمیه که لبریزند از متخصصین طراز اول فقه، چه کارنامه ای در زمینه تربیت معلمین و متخصصین اخلاق و عرفان دارند؟ 

- (باید حواسمان باشد که: «دین اسلام منظومه و سیستمی است که نپرداختن و بی توجهی به یک بخش آن می تواند منطق بخش های دیگر آن را زیر سوال ببرد.)

- بهره نبردن از لعن و تبری دشمنان اهل بیت (ع)؛ هرچند به نظر می آید هر دو اصل تولی و تبری آنگونه که باید در جامعه ما مورد توجه قرار نگرفته اند، ولی باید گفت آنچه که بیشتر مورد غفلت قرار گرفته، اهمیت و جایگاه فوق العاده لعن و تبری دشمنان اهل بیت (ع) در خودسازی  و تزکیه نفس است.

متاسفانه امروزه گروهی تحت عنوان تکثر گرایی، تساهل و تسامح و یا عرفان مآبی و تصوف گرایی، به نفی لعن و تبری و دعوت به صلح پرداخته اند که نتیجه طبیعی آن چیزی جز غیرت گریزی دینی در جوانان ما نبوده است و بی شک این موضوع سبب شده است تا دشمن عرصه را باز دیده و در اهانت به مقدسات ما جری تر شود.

- تنی و ناتنی کردن ائمه (ع)؛ به راستی آیا در تبیین شخصیت والای ائمه تبعیض قائل نشده ایم؟ کودک و پیر و جوان ما چقدر از نقش والا و بزرگواری های امام هادی (ع) با خبرند؟ (8)

- مسخره شدن روزمره ی نام ائمه علیهم السلام در جامعه؛ باب شدن اسم ها و ترکیباتی مانند جواد، غضنفر، حسن کچل، علی چپ و ... که به فراوانی در گفتار روزمره و رسانه های ما وجود دارند، بی شک در ایجاد این مسئله موثر بوده است.

- شیوع بی دردی مزمن در مردم؛ واقعیت این است که ما از بس در قبال مشکلات فرهنگی اطراف خود – چه برسد به فضای مجازی- سکوت کرده ایم که عرصه برای هرگونه بی مبالاتی و هنجارشکنی فراهم آمده است. این ماجرا در طنز تلخ روزگار کار را به جایی کشانده که قشر مذهبی به عنوان اکثریت مردم، از جایگاه مدعی به جایگاه متهم تنزل یافته است. به عنوان مثال وقتی در جایگاه مدعی نپرسیدیم چرا برخی مردان جامعه، ناموس خود را وقف عام کرده اند تا هر کس از خلق ا... که اراده کرد از دیدار چهره و اندامشان محضوض گشته، حالَش را ببرد، آنگاه دیدیم که در جایگاه متهم محکوم شدیم و همین جماعت برای ناموس چادریمان شعر گفتند، حجابش را به تمسخر گرفتند، او را کلاغ، خاله سوسکه، نجمه آر پی جی و فاطی کماندو خطاب کردند.

ما هم نشستیم و تماشا کردیم و ای کاش لااقل نفس لوامه ای بود که گاهی از درون به ما بگوید: ای مردان بکوشید یا جامه زنان بپوشید! (9)

نشستیم و گفتیم باید با اینها به روش احسن مجادله کنیم در حالی که این جماعت ظلم کرده بودند و طبق آیه قرآن مشمول جدال احسن نمی شدند. (10)

و حالا هم نشسته ایم، فرصت ها را یک به یک از دست می دهیم و حواسمان نیست که اگر گل نزنی، گل می خوری!!!  

خلاصه ی کلام اینکه ما مردم، گمشده ای داریم که به چند نام خوانده می شود؛ خشم انقلابی، غیرت دینی، بغض فی الله بنابراین (هر کس گمشده ما را یافت آن را تحویل داده، مژدگانی دریافت نماید!!!)
 
نوبت به راه حل رسید.

9- حال چه باید کرد؟

در این مسئله شکی نیست که ما از یک طرف باید ضمن برطرف کردن ایرادهای مطرح شده، این هتاکی ها را به بهترین شیوه پاسخ بدهیم و عرصه را بر هتاکان تنگ کنیم.
 
ولی از طرف دیگر دلیلی وجود ندارد که برای مقابله با این جریان حتما در میدانی بازی کنیم که دشمن آن را طراحی کرده و خودش هم برای آن قانون نوشته (11)، بلکه می توان با تشکیل منبرهای الکترونیک و بهره جستن از ابزارهای اطلاعاتی (مانند کاری که سایت هتاکین در برملا کردن تدریجی نام و اطلاعات شخصی اعضای این کمپین انجام داده است) به هدایت، ارشاد و پراکنده ساختن این جمع پرداخت و در عوض با خروج از این رویکرد منفعلانه در عرصه ی فرهنگ - که هرگز با شرایط بدر و خیبر ما همخوانی ندارد - مدام جبهه های فرهنگی جدیدی را پیشاروی دشمن گشود و با این جریان به مبارزه برخاست.
 
درتوضیح منبر الکترونیک به این توضیح بسنده می کنم که روحانیت محترم وقتی می بیند این قشر از جوانان نه به مسجد می آیند که پای منبرش بنشینند و نه صدا و سیمای مملکت را قبول دارند تا از آن طریق بشنوند، باید دست به کار شوند، بسم الله گفته، ادبیات این قشر را فرا بگیرند (12) و به صورت حرفه ای وارد رسانه های مورد استفاده و وثوق این قشر شده و به پاسخگویی شبهات و مسائل این جوانان بپردازند. آری زمانی که امیرالمومنین علی علیه السلام دید مردم به درِ خانه اش نیامدند، چهل شب همراه با بانوی پهلوشکسته به در خانه ی مردم رفت، تا آنان را به هدایت و رحمت الهی بکشاند و نجاتشان دهد.

(البته نباید زحمات روحانیت گرانقدر به خصوص در سامانه های پاسخگویی به سوالات و شبهات دینی را از یاد برد که اگر پای صحبت این بزرگواران هم بنشینیم دلی پر درد دارند)

سخن آخر

در عرصه مجازی به حرکت جهادی نیاز داریم. باید به خود آمده و دست به کار شویم؛ چرا که در عدالت حضرتش تردید است، اگر فردای قیامت تنها از آنچه کرده ایم بپرسد و نپرسد از آنچه می توانستیم و نکردیم.

یقین کنیم که اگر تمام روزها عاشورا و تمام زمین کربلاست بی شک هر روز این صدا در تمام زمین می پیچد که؛

هَلْ مِنْ ذابٍّ یَذُبُّ عَنْ حَرَمِ رَسُولِ اللّه
هَلْ مِنْ مُوَحِّدٍ یَخافُ اللّه فینا،
 هَلْ مِنْ مُغِیثٍ یَرْجُو اللّهَ فِى اِغاثَتِنا
هَلْ مِنْ مُعِینٍ یَرْجُو ما عِنْدَاللّه فِى اِعانَتِنا
 
«آیا مدافعی هست که از حریم رسول خدا دفاع کند؟ آیا یکتاپرستی هست که از خدا بترسد و ما را یاری دهد؟ آیا فریادرسی هست که به خاطر خدا ما را یاری رساند؟ آیا کسی هست که به خاطر روضه و رضوان الهی به نصرت ما بشتابد؟»

«والسلام»

پا ورقی ها

1- «به راستی آنان که گفتند پروردگار ما الله است و در پای این گفته خود استقامت ورزیدند نه ترسی دارند و نه اندوهگین می‏شوند» سوره احقاف آیه ی 13

2-  رجوع کنید به جصاص‌، ج‌ 3، ص‌ 154؛ شمس‌الائمه‌ سرخسی‌، 1971، ج‌ 1، ص‌ 156ـ 157؛ ابن‌قدامه‌، ج‌10، ص‌ 371؛ شوکانی‌، ج‌ 7، ص‌ 242ـ 243

(این اختلاف بارز تئوری و عمل، خود دلیلی روشن بر الگو گرفتن جهان اسلام از انقلاب اسلامی ایران است)

3- رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: «المهدی منّا اهل‌البیت یصلح الله له امره فی لیلة»؛ «مهدی از ما اهل‌بیت است و خداوند امرش را در یک شب درست می‌کند»
 
(کمال الدین و تمام النعمة، ج1، ص184، باب6، ح4)

4- «دریغا بر بندگان! که هیچ فرستاده ای بر آنها نمی آمد مگر این که پیوسته او را استهزاء می کردند» سوره یاسین آیه ی 30

5- «و از مردم کسانی هستند که سخنان لهو و بیهوده را می خرند تا جاهلانه ( مردم را ) از راه خداوند گمراه سازند و آن را به مسخره گیرند آنها عذابی خوارکننده خواهند داشت» سوره لقمان آیه 6

6- نقل شده است که فردی از مادیون ملحد نزد امام صادق (ع) آمد و به ایشان گفت: من به وجود خدا ایمان ندارم و معتقدم که این سخنان واقعی نیست. امام (ع) از او پرسیدند: چرا به وجود خدا ایمان نداری؟ آن شخص گفت: چون او را مانند بت ها ندیده ام. لمس نکرده ام و هیچ جا هم او را مشاهده نکرده ام. امام (ع) با بردباری و تبسم فرمودند: شما خوب همه جا را گشته اید؟ شاید خداوند در زیر زمین و یا یکی از غارهای بزرگ کوه ها باشد. شاید در روی ماه یا یکی از ستاره ها باشد! آن شخص که از این سخن غافلگیر شده بود، گفت: خب همه جا را که نگشته ام. امام (ع) فرمودند: پس از کجا می دانی که نیست؟ تو باید بگویی نمی دانم هست یا نیست. نه این که بگویی نیست. آن شخص گفت: خب دقیقا یقین ندارم. امام (ع) فرمودند:حال که از «لا شیء» به «لا ادری» رسیدی بیا و بنشین تا برای تو ثابت کنم که خداوند وجود دارد.
 
7- «امروز در دنیا به زبان کودکى به کودکان فلسفه مى‏آموزند؛ یعنى چیزى که از نظر بعضى از طراحان کشور ما بى‏معنى است، فکر مى‏کنند فلسفه مخصوص آدم هاى ریش و سبیل‏دار و کسانى است که یک سنى از آنها گذشته باشد. نگاه مدرن به مسائل حیات، امروز پیشروان علمى دنیا را به اینجا رسانده که باید فلسفه را از دوره‏ى دبستان به کودکان تعلیم داد البته با زبان کودکى» 12/2/1385
 
8- یکی از کارمندان دانشکده مهندسی هسته ای دانشگاه شهید بهشتی در مورد شهید گرانقدر استاد مجید شهریاری نقل کرده است: «حساس بود در ولادت همه ائمه شیرینی پخش کنند. اگر نمی کردند ناراحت می شد. می گفت: مگر امام تنی و ناتنی داریم که برای ولادت امام علی (ع) از دو روز قبل شیرینی می گذارید، ولی برای ولادت امام هادی (ع) ... اگر نگرفته بودند خودش شیرینی می گرفت و در دانشکده پخش می کرد (کتاب دانشمند عاشورایی صفحه 15)

9- «آورده‌اند که سپاه دشمن بسیار بود و اینان اندک جماعتی. آهنگ گریز کردند. پسر نعره زد و گفت: ای مردان بکوشید یا جامه زنان بپوشید! سواران را به گفتن او تهور زیادت گشت و به یک بار حمله آوردند. شنیدم که هم در آن روز بر دشمن ظفر یافتند. ملک سر و چشمش ببوسید و در کنار گرفت و هر روز نظر بیش کرد تا ولیعهد خویش کرد. (گلستان سعدی، باب اول در سیرت پادشاهان، حکایت شمارهٔ 3)

10- «وَلَا تُجَادِلُوا أَهْلَ الْکِتَابِ إِلَّا بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ إِلَّا الَّذِینَ ظَلَمُوا مِنْهُمْ ...»؛ «و شما مسلمانان با اهل کتاب جز به نیکوترین طریق بحث و مجادله مکنید مگر با ستمکاران از آنها» (سوره عنکبوت آیه 46)
 
11- جالب این که مدیران این صفحه به شدت نوشته ها را گزینش می کنند و فضای سانسور شدیدی در این صفحه حاکم است، چنان که یکی از فعالین کمپین در این صفحه چنین می نویسد: «دوستان این آخرین پست من در این کمپین خواهد بود؛ چون متاسفانه به دلایلی که ذکر می کنم دیگر تاب حضور در این کمپین را ندارم؛ اول عدم استقبال از کمپین به دلیل انحراف از هدف اصلی و ترویج فرهنگ تمسخر به جای نقد منصفانه و دیگر اینکه سانسور گسترده ادمین و برخورد تبعیض آمیز وی در انتخاب راویان برای استتوس ها»
 
12- لازم به ذکر است جماعتی که در این کمپین به تمسخر ارزش ها می پردازند، سبک بیان احادیث و روایات را با مهارت تقلید می کنند و به خوبی به ادبیات فقهی و حتی در مواردی به ادبیات عرب و تاریخ زمان ائمه علیهم السلام واقف هستند.

حال اگر دشمن برای کارش لازم دیده ادبیات دینی ما را یاد بگیرد، آیا روحانیت محترم نباید به منظور هدایت مستضعفین فریب خورده در فضای مجازی، ادبیات این جماعت را فرا بگیرد؟
 



نوشته شده در تاريخ ۱۳٩۱/۳/٢ توسط 


 

بیانات رهبرانقلاب درباره زندگی نورانی امام علی النقی(ع)

در آستانه سالروز شهادت حضرت امام علی النقی(ع) پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار آیت‌الله خامنه‌ای، متن و صوت بیانات رهبر انقلاب را درباره‌ حیات نورانی این امام همام منتشر ‌کرد.

به گزارش گروه سیاسی «خبرگزاری دانشجو»، در آستانه‌ سالروز شهادت دهمین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت حضرت امام علی النقی الهادی علیه‌السلام پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار آیت‌الله خامنه‌ای متن و صوت بیانات رهبر انقلاب را درباره‌ حیات نورانی این امام همام منتشر می‌کند.

این سخنان در سی‌ام مردادماه سال ۱۳۸۳ و پس از مراسم روضه‌خوانی به مناسبت شهادت حضرت امام علی النقی علیه‌السلام بیان شده است.
 
بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم
 
بالاخره در نبرد بین امام هادى (علیه‌السّلام) و خلفایى که در زمان ایشان بودند، آن کس که ظاهراً و باطناً پیروز شد، حضرت هادى (علیه‌السّلام) بود؛ این باید در همه‌ى بیانات و اظهارات ما مورد نظر باشد.
 
در زمان امامت آن بزرگوار شش خلیفه، یکى پس از دیگرى، آمدند و به درک واصل شدند. آخرین نفر آنها، «معتز» بود که حضرت را شهید کرد و خودش هم به فاصله‌ى کوتاهى مُرد. این خلفا غالباً با ذلت مردند؛ یکى به‌دست پسرش کشته شد، دیگرى به دست برادرزاده‌اش و به همین ترتیب بنى‌عباس تارومار شدند؛ به عکسِ شیعه. شیعه در دوران حضرت هادى و حضرت عسگرى (علیهماالسّلام) و در آن شدت عمل روزبه‌روز وسعت پیدا کرد؛ قوى‌تر شد.
 
حضرت هادى (علیه‌السّلام) چهل و دو سال عمر کردند که بیست سالش را در سامرا بودند؛ آن‌جا مزرعه داشتند و در آن شهر کار و زندگى مى‌کردند. سامرا در واقع مثل یک پادگان بود و آن را معتصم ساخت تا غلامان ترکِ نزدیک به خود را - با ترکهاى خودمان؛ ترکهاى آذربایجان و سایر نقاط اشتباه نشود - که از ترکستان و سمرقند و از همین منطقه‌ى مغولستان و آسیاى شرقى آورده بود، در سامرا نگه دارد.
 
این عده چون تازه اسلام آورده بودند، ائمه و مؤمنان را نمى‌شناختند و از اسلام سر در نمى‌آوردند. به همین دلیل، مزاحم مردم مى‌شدند و با عربها - مردم بغداد - اختلاف پیدا کردند. در همین شهر سامرا عده‌ى قابل توجهى از بزرگان شیعه در زمان امام هادى (علیه‌السّلام) جمع شدند و حضرت توانست آنها را اداره کند و به وسیله‌ى آنها پیام امامت را به سرتاسر دنیاى اسلام - با نامه‌نگارى و... - برساند.
 
این شبکه‌هاى شیعه در قم، خراسان، رى، مدینه، یمن و در مناطق دوردست و در همه‌ى اقطار دنیا را همین عده توانستند رواج بدهند و روزبه‌روز تعداد افرادى را که مؤمن به این مکتب هستند، زیادتر کنند. امام هادى همه‌ى این کارها را در زیر برق شمشیر تیز و خونریز همان شش خلیفه و على‌رغم آنها انجام داده است. حدیث معروفى درباره‌ى وفات حضرت هادى (علیه‌السّلام) هست که از عبارت آن معلوم مى‌شود که عده‌ى قابل توجهى از شیعیان در سامرا جمع شده بودند؛ به‌گونه‌اى که دستگاه خلافت هم آنها را نمى‌شناخت؛ چون اگر مى‌شناخت، همه‌شان را تارومار مى‌کرد؛ اما این عده چون شبکه‌ى قوى‌اى به‌وجود آورده بودند، دستگاه خلافت نمى‌توانست به آنها دسترسى پیدا کند.
 
یک روزِ مجاهدت این بزرگوارها - ائمه (علیهم‌السّلام) - به قدر سالها اثر مى‌گذاشت؛ یک روز از زندگى مبارک اینها مثل جماعتى که سالها کار کنند، در جامعه اثر مى‌گذاشت. این بزرگواران دین را همین‌طور حفظ کردند، والّا دینى که در رأسش متوکل و معتز و معتصم و مأمون باشد و علمایش اشخاصى باشند مثل یحیى‌بن‌اکثم که با آن‌که عالم دستگاه بودند، خودشان از فساق و فجار درجه یکِ علنى بودند، اصلاً نباید بماند؛ باید همان روزها بکل کلکِ آن کنده مى‌شد؛ تمام مى‌شد.
 
این مجاهدت و تلاش ائمه (علیهم‌السّلام) نه فقط تشیع بلکه قرآن، اسلام و معارف دینى را حفظ کرد؛ این است خاصیت بندگان خالص و مخلص و اولیاى خدا. اگر اسلام انسانهاى کمربسته نداشت، نمى‌توانست بعد از هزار و دویست، سیصد سال تازه زنده شود و بیدارى اسلامى به‌وجود بیاید؛ باید یواش یواش از بین مى‌رفت. اگر اسلام کسانى را نداشت که بعد از پیغمبر این معارف عظیم را در ذهن تاریخ بشرى و در تاریخ اسلامى نهادینه کنند، باید از بین مى‌رفت؛ تمام مى‌شد و اصلاً هیچ چیزش نمى‌ماند؛ اگر هم مى‌ماند، از معارف چیزى باقى نمى‌ماند؛ مثل مسیحیت و یهودیتى که حالا از معارف اصلى‌شان تقریباً هیچ‌چیز باقى نمانده است. این‌که قرآن سالم بماند، حدیث نبوى بماند، این همه احکام و معارف بماند و معارف اسلامى بعد از هزار سال بتواند در رأس معارف بشرى خودش را نشان دهد، کار طبیعى نبود؛ کار غیرطبیعى بود که با مجاهدت انجام گرفت. البته در راه این کار بزرگ، کتک‌خوردن، زندان‌رفتن و کشته‌شدن هم هست، که اینها براى این بزرگوارها چیزى نبود.
 
ائمه‌ ما در طول این دویست‌وپنجاه سال امامت - از روز رحلت نبى مکرم اسلام (صلّى‌اللَه‌علیه‌وآله) تا روز وفات حضرت عسکرى، دویست‌وپنجاه سال است - خیلى زجر کشیدند، کشته شدند، مظلوم واقع شدند و جا هم دارد برایشان گریه کنیم؛ مظلومیت‌شان دلها و عواطف را به خود متوجه کرده است؛ اما این مظلومها غلبه کردند؛ هم مقطعى غلبه کردند، هم در مجموع و در طول زمان.
 
والسّلام علیکم و رحمةالله برکاته
 



نوشته شده در تاريخ ۱۳٩۱/۳/٢ توسط 


 

پاسخ رهبری به خاتمی هنگام تنفیذ حکم ریاست جمهوری/ دین باید از سیاست جدا شود/ عامل ناکامی اصلاحات چه بود؟

خاتمی زمانی که پیش رهبر انقلاب رفت تا حکم ریاست جمهوری‌اش را بگیرد، گفت که من رهبری را در چارچوب قانون اساسی قبول دارم و رهبری هم ..

به گزارش خبرنگار «خبرگزاری دانشجو» از مشهد، حجت الاسلام قاسم روانبخش ساعاتی پیش طی مناظره‌ای با اکبر اعلمی، نماینده اصلاح طلب مجلس ششم و هفتم با موضوع بررسی دوران اصلاحات که در دانشگاه فردوسی مشهد برگزار شد، ضمن مقایسه عملکرد اصولگرایان و اصلاح‌طلبان گفت: اصولگرایی با ضعف هایش هنوز مورد استقبال مردم است، اما اصلاح طلبان چه کرده‌اند؛ در انتخابات مرحله دوم شوراها و انتخابات هفتم و هشتم مجلس شواری اسلامی و ریاست جمهوری نهم هیچ کس به آنها اعتنا و اقبال نکرد و علناً مجبور شدند پرچم جنگ را علیه نظام بلند کنند.


دبیر سیاسی هفته نامه «پرتو سخن» ادامه داد: من نمی‌گویم در اصولگرایی اشکالی وجود ندارد، البته عده‌ای فقط ادعای اصولگرایی دارند و حکمت جبهه پایداری هم همین است؛ بنده خط مشی عده‌ای که مدعی اصولگرایی هستند را قبول ندارم.


وی خطاب به اعلمی تصریح کرد: شما خودتان در حاکمیت بودید و برخلاف من که نه نماینده بودم و نه مسئولیتی داشتم، در جریان امور بودید، پس اگر امروز ناکارآمدی وجود دارد، شما هم در آن نقش داشته‌اید.

روانبخش افزود:‌ می‌خواهید خرافات را جای اصولگرایی بگذارید؛ ما از ابتدا از آقای احمدی نژاد حمایت کردیم؛ چرا که موفقیت های چشمگیری در دولت نهم داشت که نمی توانیم چشم پوشی کنیم.


دبیر سیاسی هفته نامه «پرتو سخن» تاکید کرد: ما کسی نیستیم که از خطای کسی چشم پوشی کنیم؛ اولین تذکر را از میان حامیان آقای احمدی نژاد در اولین انحراف که بحث ورود زنان به ورزشگاه‌ها بود، ما دادیم و آقای مصباح نامه‌ای تندی نوشتند و عنوان کردند که این امر خلاف آرای همه فقهاست.


اعلمی: اگر نتیجه عملکرد مسئولان بر اساس دین، وضع موجود است، من هم دین را از سیاست جدا می‌دانم


اعلمی در پاسخ به این اظهارنظر که اصلاح طلبان به دین معتقد نیستند، با بیان اینکه من به اصلاح طلبان خارج از حاکمیت کار ندارم، گفت: 32 سال است به اسم دین در این کشور حکومت می‌شود و همه مسئولان مدعی‌اند که جای پیامبر نشسته اند و درست مثل او عمل می‌کنند، اما آیا نتیجه امروز با نتایج زمان پیامبر یکسان است؟!


نماینده اصلاح طلب مجلس ششم و هفتم ادامه داد: اگر نتیجه عملکرد مسئولان بر اساس دین، وضع موجود است، من هم معتقدم که دین باید از سیاست جدا شود.


وی با بیان اینکه در دوران اصلاحات نهادهای انتصابی در مقابل نهادهای انتخاباتی قرار گرفته بودند، تصریح کرد: لایحه‌ جرم سیاسی را در کمیسیون امنیت ملی مجلس ششم مورد تصویب قرار دادیم که در آن تعریف می‌شد «رسیدگی به جرایم سیاسی و مطبوعاتی از طریق دادگستری و هیئت منصفه باشد»، اما شورای نگهبان اعلام کرد این مغایر با شرع و قانون اساسی است.


اعلمی با بیان اینکه در زمان اصلاحات حاکمیت دو گانه بود، گفت: مشابه همین قوانین در مجلس هفتم تصویب شد و شورای نگهبان از آنها ایرادی نگرفت.


نماینده اصلاح طلب مجلس ششم و هفتم گفت: الان هشت سال است که حاکمیت یکپارچه در دست اصولگرایان است، پس ما می‌توانیم اتفاقات این دوره را ملاک و معیار اصولگرایی بدانیم.


وی ادامه داد: مجموعه رفتارهایی که در دولت احمدی نژاد رخ داد باید منصوب به حاکمیت کنیم؛ چون رهبری در یک نماز جمعه‌ گفتند نظرشان به احمدی نژاد نزدیک‌تر است.


روانبخش: جریان اصلاح طلبی به دنبال زدن اصول بود


روانبخش با بیان اینکه تعریف درست اصولگرایی با اصلاح طلبی واقعی در تعارض نیست، گفت: بعضی فکر کرده‌اند اصولگرایی یعنی جناح راست و اصلاح طلبی یعنی جناح چپ.


وی ادامه داد: اصلاح طلبی از چپ سنتی بوجود آمد و حاصل ازدواج چپ مدرن با راست مدرن که حزب کارگزاران بود، است.


عضو جبهه پایداری در خصوص تعریف اصولگرایی تصریح کرد: بعضی فکر می‌کنند جریان اصولگرایی یعنی حزب راست، پس تابلوی آن را بالای سر خود می‌گیرند، اتفاقاً رهبری در همین خصوص هشدار و تذکر دادند که اصولگرایی یک حزب و گروه نیست و در برابر اصلاح‌طلبی هم قرار نمی‌گیرد، بلکه یک مرام و منش است که هر کس این مرام و منش را داشته باشد، اصولگراست.


دبیر سیاسی هفته نامه «پرتو سخن» تأکید کرد: جریان اصلاح طلبی به معنای رفرم و نه سالم‌سازی، به دنبال زدن اصول بود.


روانبخش ادامه داد:‌ اساس اسلام را در اصلاحات می‌زدند؛ به طور نمونه هاشمی آغاجری، یکی از سران اصلاحات می‌گوید، دین افیون دولت‌هاست؛ همچنین سروش که نظریه پرداز اصلاحات است، می‌گوید، اسلام دوره‌اش گذشته است و به این ترتیب موضوع سکولاریسم و پلورالیسم را مطرح می‌کند؛ سروش می‌گوید، چه کسی گفته اسلام فقط حق است، همه ادیان هم می توانند حق باشد.

 

دبیر سیاسی هفته نامه «پرتو سخن» درباره شعارهای دوران اصلاحات خاطرنشان کرد: مدینة‌النبی شعار خاتمی بود و خودش هم می‌دانست منظورش جامعه مدنی مبتنی بر سکولاریسم است.


روانبخش افزود: ‌اصولگرایی یعنی ایستادن بر روی اصول؛ اما اصلاح در روش‌ها و هدف‌های میانی برای رسیدن به هدف متعالی که قرب الهی است.

روانبخش:‌ خاتمی هم ولایت مطلقه فقیه را در عمل قبول داشت

وی در پاسخ به این سخن که رهبر فراتر از قانون نیست و ولایت فقیه مورد اختلاف فقهاست، تأکید کرد: همه فقها اصل ولایت فقیه را قبول دارند؛ جز منتظری و تنها بحثشان در محدوده اختیارات ولی‌فقیه است.

دبیر سیاسی هفته نامه «پرتو سخن» ادامه داد: در قانون اساسی هم ولایت مطلقه فقیه آمده است و خاتمی زمانی که پیش رهبری رفت تا حکم ریاست جمهوری‌اش را بگیرد، گفت که من رهبری را در چارچوب قانون اساسی قبول دارم و رهبری هم در جوابش فرمودند که ما هم بیشتر از این انتظار نداریم.

روانبخش افزود: اما خود آقای خاتمی در ماجرای کرباسچی که بحرانی در کشور ایجاد شده بود به رهبری نامه نوشت که با استفاده از اختیارات مطلقه این مسئله را حل کند و او را آزاد کنند تا در یک فضای آرام محاکمه شود.

اعلمی: یکی از دلایل ناکامی اصلاح طلبان مجهول بودن اصلاحات است

اعلمی در خصوص تعریف اصلاح طلبی تصریح کرد: اصلاحاتی که در دنیا مطرح است، برخلاف حرف های آقای روانبخش، این گونه تعریف می‌شود که کم هزینه‌ترین راه برای حذف مناسبات غیر دمکراتیک و استقرار دمکراسی انتخاب شود.

وی ادامه داد: نهادهای جمهوری اسلامی باید در برابر مردم پاسخگو باشند نه اینکه قوه قضائیه و شورای نگهبان هیچ پاسخگویی نداشته باشند؛ اصلاح طلبی یعنی اینکه هرگونه استبداد و خودکامگی را نفی می‌کنیم.

نماینده اصلاح طلب مجلس ششم و هفتم افزود: اصلاح طلبی یعنی با هرگونه تمرکز قدرت در دست یک نفر حتی رهبری مخالف هستیم و گردش قدرت باید از طریق صندوق‌های رای صورت بگیرد و بدون دخالت نهادهای قدرت.

اعلمی تصریح کرد: یکی از ناکامی اصلاحات این است که تعریفی مشخص از اصلاح طلبی و اصلاحات صورت نگرفته است و گروه‌هایی به عنوان جبهه دوم خرداد شکل گرفتند که سنخیتی با هم نداشتند و در این دوران از چهره‌هایی استفاده شد که باعث نارضایتی مردم بودند.

وی ادامه داد: تمام‌خواهی و انحصارطلبی گروه‌های جبهه دوم خرداد دلیل دیگر ناکامی اصلاحات است.

نماینده اصلاح طلب مجلس ششم و هفتم تصریح کرد: روی گردانی مردم نسبت به عملکرد جریان اصلاح طلبی است نه خود جریان اصلاح طلبی.

روانبخش: چیزی که باعث اقبال مردم در دوم خرداد شد، فریب بود

روانبخش با بیان اینکه مردم فریب شعار اصلاحات را خوردند، تصریح کرد: یکی از چیزهای که باعث اقبال مردم به اصلاحات شد فریب بود و شعارهایی که مطرح شد و واقعیت‌هایی که مراد طراحان این شعارها بود، متفاوت است.

وی ادامه داد: مردم فکر می‌کردند مراد این شعارها اصلاح در برابر فسادها یعنی مبارزه با مفاسد اقتصادی و اجتماعی و سالم‌سازی جامعه است؛ بنابراین قطعا مردم تشنه این اصلاحات بودند.

عضو جبهه پایداری تأکید کرد: کسانی که در دوم خرداد به خاتمی رای دادند، مخالفان نظام نبودند و هیچ کس هم فکر نمی‌کرد که ایشان در مقابل نظام موضع دارند؛ بلکه شعارهای ایشان جذاب بود به طوری که 70 درصد رای شهرک سپاه مربوط به خاتمی بود و حتی مدرسه فیضیه اکثرا به خاتمی رای دادند.

روانبخش در پایان گفت: اصلاحات می‌خواست به طور تدریجی نظام جمهوری اسلامی را تغییر بدهد و برای این کار برنامه‌ریزی هایی هم انجام دادند که نتیجه‌اش براندازی بود و در سال 88 هم رسما این کار را کردند؛ اما مردم در مقابل آنان قرار گرفتند و حماسه 9 دی ماه رخ داد که منجر به مرگ اصلاحات آمریکایی شد.

لازم به ذکر است، این مناظره به همت بسیج دانشجویی دانشکده علوم اداری و اقتصاد دانشگاه فردوسی مشهد برگزار شد.
 



نوشته شده در تاريخ ۱۳٩۱/۳/٢ توسط 


 

اسرائیل حق اظهار نظر در مورد برنامه هسته ای ایران را ندارد*سند

«اسرائیل که و قرارداد منع گسترش را امضا نکرده؛ درباره حق ایران در جایگاه عضوی از امضاکنندگان قرارداد منع گسترش است که بتواند با اهداف صلح‌آمیز به غنی سازی اورانیوم بپردازد؛ نمی تواند اظهار نظر کند.»

به گزارش سرویس سیاسی جام نیوز، سایت رادیو فردا(radio farda)، روز سه شنبه 2خرداد (22may) در خبری به گزارش کمیته تحقیق دانشگاه آکسفورد در مورد وضعیت پرونده هسته ای ایران پرداخت.

سایت رادیو فردا در مصاحبه با اسکندر صادقی بروجردی یکی از سه تهیه کننده این گزارش به تحلیل این گزارش پرداخت.

اسکندر صادقی در ابتدا به ریشه های اختلاف و چرائی نرسیدن دو طرف به راه حل مشترک اشاره کرد و گفت: «به نظر من مهمترین نگرانی ایران این است که به حق ایران برای غنی‌سازی اورانیوم در خاک ایران احترام گذاشته نشده و ایران نگران این است که آمریکا و غرب می‌خواهند این حق را از ایران سلب کنند. همین که تهران تا این حد تلاش کرده که اورانیوم تولید کند نشان دهنده این است که این موضوع برای ایران بسیار حساس است.»

وی افزود: «به نظر من همه طرف‌های درگیر در گذشته اشتباهاتی کردند و در بعضی سرفصل‌ها اشتباهات فاحشی هم کردند. شاید تاکید آمریکا در گذشته، در دوران ریاست جمهوری جورج بوش که ایران نباید حتی یک سانتریفیوژ فعال هم داشته باشد، عامل تاثیرگذاری بود در این تصمیم که از تلاش‌های اروپایی‌ها در توافق پاریس در سال ۲۰۰۴ حمایت نشود. و همین هم سبب شد که مذاکرات اتحادیه اروپا در سال ۲۰۰۵ محتوای ملموسی نداشته باشد.»

صادقی در بخش دیگری از صحبت های خود به واکنش اسرائیل نسبت به توافق هسته ای ایران و غرب و مخالفت های این کشور پرداخت وگفت: «به نظر می‌رسد تا آنجا که به دولت نتانیاهو مربوط می‌شود غنی سازی می‌تواند به مرز کسب توانایی تولید سلاح هسته‌ای برسد که برای اسرائیل یک خطر حیاتی مماتی محسوب می‌شود. آنها به نیت ایران اعتمادی ندارند اما به نظرم اسرائیل به سختی بتواند در این مورد مخالفتی کند. حکومتی [رژیم صهیونیستی] که اصطلاحا هسته ای است، قرارداد منع گسترش را امضا نکرده؛ درباره حق ایران در جایگاه عضوی از امضاکنندگان قرارداد منع گسترش است که بتواند با اهداف صلح‌آمیز به غنی سازی اورانیوم بپردازد؛ نمی تواند اظهار نظر کند.»

اسکندر صادقی در بخش دیگری به سطح توافقات احتمالی آتی ایران با آژانس بین المللی انرژی اتمی و بازدید از سایت نظامی پارچین اشاره کرد و گفت: «به نظر می‌رسد ایران از این ترس دارد که اگر به آژانس(در بازدید از منطقه پارچین) چک سفید بدهد صحبت از بازدید از تاسیسات دیگری هم به میان آید. به علاوه درخواست‌های دیگر که مجموع آنها به فهرستی پایان ناپذیر از شکایات و حکایات تبدیل شود و از دیدگاه رهبری ایران سرآغاز ایجاد مسایل جدیدی که سبب سرازیر شدن انتقادهای تازه به ایران شود و زیر سوال رفتن مجدد تعهد ایران به پیمان منع گسترش خواهد شد.»    314/7
  

 




نوشته شده در تاريخ ۱۳٩۱/۳/٢ توسط